برای انتخاب کلیدenter انتخاب کنید یا برای لغو ESC فشار دهید.

بررسی و نقد فیلم سوپرگرل (Supergirl) | وقتی سوپرگرل نمی‌داند می‌خواهد چه باشد!

فیلم Supergirl یکی از مهم‌ترین پروژه‌های آغازین دنیای سینمایی جدید دی‌سی است؛ فیلمی که قرار بود بعد از Superman مسیر تازه‌ای برای این جهان باز کند و شخصیت کارا زُر-اِل را از سایه پسرعموی مشهورش بیرون بیاورد. اما نتیجه، اثری است که ایده‌های جالب زیادی در سر دارد و حتی در بعضی لحظات شخصیت اصلی بسیار خوبی می‌سازد، ولی نمی‌تواند این ایده‌ها را به یک داستان منسجم و ماندگار تبدیل کند. فیلم به کارگردانی کریگ گیلسپی (Craig Gillespie) و با بازی میلی آلکاک (Milly Alcock) در نقش سوپرگرل ساخته شده است. ایو ریدلی (Eve Ridley)، ماتیاس شونارتس (Matthias Schoenaerts) و جیسون موموآ (Jason Momoa) نیز از دیگر بازیگران اصلی هستند. فیلم ۱۰۸ دقیقه زمان دارد و از ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ اکران شد. در ادامه نقد فیلم سوپر گرل را بخوانید.

مشخصات اطلاعات
نام فیلم Supergirl
سال تولید ۲۰۲۶
ژانر اکشن، علمی‌تخیلی، ماجراجویی، فانتزی
مدت زمان ۱۰۸ دقیقه
کارگردان کریگ گیلسپی (Craig Gillespie)
نویسنده آنا نوگیرا
بازیگران میلی آلکاک، جیسون موموآ، دیوید کورنسوت
کشور سازنده آمریکا
زبان انگلیسی
رده‌بندی سنی PG-13
تاریخ اکران ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶
کمپانی سازنده DC Studios
دنیای سینمایی DCU

 

داستان فیلم Supergirl چیست؟

داستان فیلم Supergirl چیست؟
داستان فیلم Supergirl چیست؟

داستان فیلم با نسخه‌ای متفاوت از کارا زُر-اِل آغاز می‌شود. برخلاف سوپرمن، کارا نابودی کریپتون را به چشم دیده و خاطره خانواده و سیاره‌اش را با خود حمل می‌کند. همین گذشته باعث شده او تصویری کاملاً متفاوت از یک ابرقهرمان داشته باشد. کارا بیشتر از آنکه شیفته نجات دنیا باشد، در تلاش است از زندگی خودش فرار کند. نوشیدن، مهمانی، سفر در فضا و بی‌خیالی تبدیل به راهی برای کنار آمدن با زخمی شده‌اند که هنوز التیام پیدا نکرده است. در همین شرایط، دختر جوانی به نام روثی مری نول (Ruthye Marye Knoll) وارد زندگی او می‌شود. روثی به دنبال کِرِم آو د یلو هیلز (Krem of the Yellow Hills) است، موجودی بی‌رحم که خانواده او را کشته و حالا روثی می‌خواهد از او انتقام بگیرد.

کارا ابتدا علاقه‌ای به دخالت ندارد، اما وقتی کریپتو، سگ محبوبش، مسموم می‌شود، ماجرا شکل دیگری پیدا می‌کند. کارا برای پیدا کردن پادزهر مجبور می‌شود وارد سفری بین‌سیاره‌ای شود؛ سفری که قرار است هم یک مأموریت نجات باشد و هم مسیری برای روبه‌رو شدن او با گذشته‌اش. و دقیقاً همین‌جا فیلم ایده جذابی پیدا می‌کند: داستان یک ابرقهرمان درباره شکست دادن یک شرور نیست، بلکه درباره آدمی است که باید یاد بگیرد با چیزی که از دست داده زندگی کند.

مطالعه بیشتر: نقد سریال اسپایدر نوآر | وقتی نیکلاس کیج مردعنکبوتی می‌شود!

نقد فیلم سوپرگرل؛ ابرقهرمانی که قبل از قهرمان بودن، عزادار است

نقد فیلم سوپرگرل؛ ابرقهرمانی که قبل از قهرمان بودن، عزادار است
نقد فیلم سوپرگرل؛ ابرقهرمانی که قبل از قهرمان بودن، عزادار است

در نقد فیلم سوپر گرل می توان گفت بهترین تصمیم فیلم، تعریف کردن کارا از زاویه‌ای متفاوت است. سوپرمن در دنیای جدید دی‌سی شخصیتی است که با وجود تمام مشکلات، هنوز نوعی ایمان به انسان‌ها و جهان اطرافش دارد. اما کارا چنین نگاهی ندارد. او کودکی‌اش را در جهانی گذرانده که نابودی آن را دیده و همین تفاوت، شخصیتش را از سوپرمن جدا می‌کند. کارا آدمی نیست که صرفاً «قوی» باشد. او زخمی است، عصبانی است و حتی در بعضی لحظات ترجیح می‌دهد اصلاً قهرمان نباشد. این ویژگی باعث می‌شود سوپرگرل بالقوه یکی از متفاوت‌ترین شخصیت‌های دنیای جدید دی‌سی باشد. فیلم تلاش می‌کند نشان دهد پشت رفتارهای بی‌خیال و سرکش او، یک سوگ عمیق وجود دارد. این همان چیزی است که شخصیت میلی آلکاک را جذاب می‌کند. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که فیلمنامه باید این ایده را به یک قوس شخصیتی کامل تبدیل کند. فیلم ایده را دارد، اما همیشه نمی‌داند با آن چه کار کند.

اگر قرار باشد یک عنصر را از فیلم Supergirl جدا کنیم که بیش از بقیه جواب می‌دهد، آن عنصر بدون شک میلی آلکاک است. آلکاک کارایی دارد که باعث می‌شود حتی برخی دیالوگ‌ها و موقعیت‌های معمولی هم جذاب‌تر به نظر برسند. او سوپرگرل را به یک قهرمان تمیز و بی‌نقص تبدیل نمی‌کند. کارا در اجرای او بی‌حوصله، طعنه‌زن، عصبانی و گاهی کاملاً غیرقابل پیش‌بینی است. نکته جالب این است که این رفتارها صرفاً برای بامزه بودن شخصیت طراحی نشده‌اند. بخش زیادی از آن‌ها از گذشته کارا می‌آیند. به همین دلیل حضور آلکاک از معدود قسمت‌هایی است که فیلم در آن واقعاً هویت خودش را پیدا می‌کند. حتی منتقدانی که نسبت به خود فیلم نقدهای منفی داشته‌اند، عملکرد او را از نقاط قوت اصلی اثر دانسته‌اند. مشکل اینجاست که فیلمنامه همیشه به اندازه بازیگر اصلی برای این شخصیت جاه‌طلب نیست. کارا ظرفیت یک شخصیت پیچیده را دارد، اما داستان بارها او را به مسیرهای آشنای فیلم‌های ابرقهرمانی برمی‌گرداند.

مطالعه بیشتر: نقد فیلم انتقام جویان: نبرد بی‌نهایت (Avengers:infinity war)

نقد فیلم سوپرگرل
نقد فیلم سوپرگرل

قلب فیلم قرار است رابطه بین کارا و روثی باشد. در نگاه اول، این دو نفر نقطه مقابل یکدیگر هستند. کارا می‌خواهد گذشته را فراموش کند. روثی می‌خواهد گذشته را به وسیله انتقام جبران کند. یکی از دردش فرار می‌کند و دیگری مستقیماً به سمت دردش می‌دود. این تضاد می‌توانست پایه یک رابطه بسیار قدرتمند باشد. فیلم هم تلاش می‌کند از همین تفاوت استفاده کند تا هر دو شخصیت به یکدیگر چیزی یاد بدهند. اما مشکل این است که تحول روثی به اندازه کافی ساخته نمی‌شود. ما می‌دانیم او آسیب دیده است. می‌دانیم دنبال انتقام است. می‌دانیم کارا قرار است روی تصمیم نهایی او تأثیر بگذارد. اما مسیر احساسی بین این نقاط همیشه به اندازه کافی پرداخت نشده است. در نتیجه رابطه این دو نفر بیشتر شبیه یک ایده خوب باقی می‌ماند تا یک رابطه کاملاً شکل‌گرفته. فیلم می‌خواهد درباره این سؤال صحبت کند که آیا انتقام می‌تواند درد را از بین ببرد یا نه، اما معمولاً به‌جای کندوکاو در این سؤال، خیلی سریع به صحنه بعدی اکشن می‌رود.

حضور جیسون موموآ در نقش لوبو یکی از بزرگ‌ترین برگ‌های تبلیغاتی فیلم بود.موموآ پیش از این در دنیای دی‌سی نقش آکوامن را بازی کرده بود، اما اینجا در قالب شخصیتی کاملاً متفاوت ظاهر می‌شود. لوبو یک جایزه‌بگیر فضایی است که ظاهر و رفتار اغراق‌آمیزش می‌تواند کاملاً با فضای دیوانه‌وار این نسخه از دی‌سی هماهنگ شود. و خود موموآ هم از این فرصت استفاده می‌کند. مشکل اینجاست که فیلم هیچ‌وقت نمی‌تواند به شکل مناسبی توضیح دهد چرا لوبو دقیقاً در این داستان حضور دارد و قرار است چه نقشی در مسیر کارا داشته باشد. او وارد داستان می‌شود، انرژی متفاوتی به فیلم می‌دهد و بلافاصله تبدیل به یکی دیگر از شخصیت‌هایی می‌شود که پتانسیلشان بیشتر از چیزی است که روی پرده می‌بینیم. لوبو می‌توانست یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این جهان تازه باشد، اما فیلم بیشتر از او به‌عنوان یک حضور سرگرم‌کننده استفاده می‌کند تا یک شخصیت واقعاً مهم.

مطالعه بیشتر: نقد فیلم بتمن آغاز می‌کند (batman begins)

تحلیل فیلم سوپر گرل (Supergirl)؛ فیلم بیش از حد شبیه چیزی است که قبلاً دیده‌ایم

تحلیل فیلم سوپر گرل (Supergirl)؛ فیلم بیش از حد شبیه چیزی است که قبلاً دیده‌ایم
تحلیل فیلم سوپر گرل (Supergirl)؛ فیلم بیش از حد شبیه چیزی است که قبلاً دیده‌ایم

شاید بزرگ‌ترین تناقض Supergirl همین باشد. فیلم درباره شخصیتی ساخته شده که قرار است متفاوت باشد، اما داستانی که برای او نوشته شده بارها به مسیرهای آشنای ژانر برمی‌گردد. قهرمانی زخمی. یک همراه جوان، یک شرور بی‌رحم، یک سفر بین‌سیاره‌ای، انتقام. نجات، مواجهه نهایی و در نهایت، بازگشت قهرمان به مسیر درست. هیچ‌کدام از این عناصر به‌تنهایی مشکل ندارند. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که ترکیب آن‌ها آن‌قدر قابل پیش‌بینی باشد که مخاطب خیلی زود متوجه شود داستان قرار است به کجا برود. حتی رابطه کارا با روثی هم از این مشکل فرار نمی‌کند. از همان ابتدا می‌توان حدس زد که کارا در نهایت از بی‌تفاوتی فاصله خواهد گرفت و به کسی تبدیل خواهد شد که دوباره تصمیم می‌گیرد از دیگران محافظت کند. در نتیجه، فیلم گاهی بیشتر از آنکه داستان را پیش ببرد، مسیر رسیدن به نتیجه‌ای را طی می‌کند که از قبل برایمان روشن است.

مطالعه بیشتر: بررسی و نقد سریال the boys (پسران)؛ نجات با خلافکاران ابرقهرمان!

نقد و بررسی فیلم سوپرگرل (Supergirl)
نقد و بررسی فیلم سوپرگرل (Supergirl)

یکی از عجیب‌ترین ویژگی‌های فیلم این است که ردپای نگاه جیمز گان (James Gunn) در آن کاملاً دیده می‌شود. شخصیت‌های عجیب و غریب، شوخی‌های نامتعارف، موجودات فضایی، خشونت کارتونی، یک قهرمان آسیب‌دیده و ترکیب احساسات جدی با فضای کمدی، همه عناصری هستند که می‌توانند یادآور سینمای گان باشند. اما یک تفاوت مهم وجود دارد. جیمز گان معمولاً پشت این ظاهر دیوانه‌وار، یک هسته احساسی مشخص می‌سازد. شخصیت‌های عجیب او صرفاً عجیب نیستند. رفتارهای احمقانه، شوخی‌ها و حتی خشونت اغراق‌شده معمولاً به یک زخم یا رابطه انسانی وصل می‌شوند. Supergirl گاهی فقط ظاهر این فرمول را برمی‌دارد. به همین دلیل بعضی شوخی‌ها جواب نمی‌دهند و بعضی شخصیت‌ها بیشتر شبیه قطعاتی از یک فرمول هستند تا آدم‌هایی که واقعاً در جهان فیلم زندگی می‌کنند. این مسئله مخصوصاً زمانی آزاردهنده می‌شود که خود کارا ظرفیت بسیار بیشتری برای شخصیت‌پردازی دارد.

مطالعه بیشتر: نقد فیلم The Dark Knight (شوالیه تاریکی)؛ یک بتمن واقعی!

تحلیل فیلم Supergirl
تحلیل فیلم Supergirl

برای فیلمی با چنین مقیاسی، اکشن باید یکی از برگ‌های برنده باشد. با این حال، Supergirl در این بخش هم کاملاً موفق نیست. فیلم موجودات فضایی، سیارات مختلف و شخصیت‌هایی با قدرت‌های فراانسانی دارد، اما بسیاری از صحنه‌های اکشن فاقد آن کیفیتی هستند که بتوانند در ذهن بمانند. برخی نقدهای منتشرشده نیز به شلوغی بصری و سخت دنبال شدن بعضی از سکانس‌های اکشن اشاره کرده‌اند. این مسئله زمانی عجیب‌تر می‌شود که بدانیم شخصیت اصلی خودش قدرت بسیار زیادی دارد. سوپرگرل باید در صحنه‌های بزرگ واقعاً حس یک نیروی کیهانی را منتقل کند. اما فیلم در برخی لحظات بیشتر به یک اکشن ماجراجویانه معمولی نزدیک می‌شود تا یک نمایش عظیم از قدرت یک کریپتونی.

در نهایت، جذاب‌ترین لایه Supergirl نه اکشن آن است و نه جهان‌سازی دی‌سی. فیلم در بهترین لحظاتش درباره سوگ است. کارا کسی است که چیزی را از دست داده که هیچ‌وقت نمی‌تواند دوباره به دستش بیاورد. او برای همین نمی‌خواهد به گذشته نگاه کند. رفتارهای بی‌پروا و بی‌خیالی او در واقع نوعی فرار از همین واقعیت است. روثی نیز در طرف مقابل قرار دارد. او نمی‌خواهد فراموش کند. می‌خواهد گذشته را با انتقام زنده نگه دارد. به همین دلیل رابطه این دو می‌توانست تبدیل به ستون اصلی فیلم شود. یکی باید یاد بگیرد که زندگی بعد از فقدان ادامه دارد. دیگری باید بفهمد که انتقام الزاماً فقدان را جبران نمی‌کند. این ایده واقعاً ارزش یک فیلم را دارد. اما Supergirl آن‌قدر درگیر اکشن، شوخی و پیش بردن ماجرا می‌شود که فرصت کافی برای عمیق شدن در این مضمون را پیدا نمی‌کند.

مطالعه بیشتر: نقد فیلم بتمن 2022 «The Batman» | خفاشِ خشمگین گاتهام!

بررسی فیلم Supergirl
بررسی فیلم Supergirl

اگر از فیلم‌های ابرقهرمانی و مخصوصاً دنیای جدید دی‌سی لذت می‌برید، Supergirl ارزش یک بار تماشا کردن را دارد، به‌خصوص برای دیدن نسخه میلی آلکاک از کارا زُر-اِل. اما اگر انتظار دارید فیلمی ببینید که همان‌قدر که در معرفی شخصیت اصلی جاه‌طلب است، در داستان‌گویی هم جسور باشد، احتمالاً با اثری مواجه می‌شوید که ظرفیتش بیشتر از نتیجه نهایی است. نقطه قوت اصلی فیلم، خود سوپرگرل است. نقطه ضعف اصلی آن هم داستانی است که نمی‌تواند به اندازه این شخصیت متفاوت باشد. Supergirl می‌خواهد یک فیلم ابرقهرمانی، یک داستان جاده‌ای فضایی، یک قصه درباره انتقام و یک درام درباره سوگ باشد. مشکل این نیست که می‌خواهد همه این‌ها را با هم داشته باشد؛ مشکل این است که هیچ‌کدام را به اندازه کافی عمیق نمی‌کند. در نهایت، فیلم بیشتر از آنکه شکست یک شخصیت باشد، نمونه‌ای از هدر رفتن یک ایده خوب است.

جمع‌بندی نقد فیلم Supergirl

Supergirl شروع امیدوارکننده‌ای برای معرفی نسخه جدید کارا زُر-اِل دارد و میلی آلکاک نیز دقیقاً همان انرژی سرکش و زخمی‌ای را به شخصیت می‌دهد که فیلم به آن نیاز دارد. رابطه کارا و روثی هم روی کاغذ ایده جذابی است و می‌توانست قلب احساسی فیلم باشد. اما فیلمنامه در مسیر اجرای این ایده‌ها بارها به کلیشه‌های آشنای ژانر پناه می‌برد. روثی به اندازه کافی رشد نمی‌کند، لوبو بیشتر یک پتانسیل ازدست‌رفته است و اکشن‌های فیلم هم همیشه در حد مقیاس داستان ظاهر نمی‌شوند. نتیجه، فیلمی است که می‌داند شخصیت اصلی‌اش چه زخمی دارد، اما همیشه نمی‌داند چطور باید از آن زخم یک داستان ماندگار بسازد. Supergirl می‌توانست داستان متفاوتی درباره یک ابرقهرمان باشد که نمی‌خواهد قهرمان باشد؛ اما در نهایت بیشتر شبیه فیلمی شده که هنوز دارد دنبال هویت خودش می‌گردد.