گلچین ۲۶ تا از بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ برای تماشا!
به تعبیر گیلرمو دلتورو، انیمیشن یک مدیوم است نه یک ژانر؛ انیمیشن همان سینماست، با تمام مختصاتش. با این حال، عجیب است که هنوز هم این هنر پیچیده و پرظرافت که به بیشترین میزان کنترل بر ابزارهای سینمایی نیاز دارد، اغلب دستکم گرفته میشود. فیل لورد و کریس میلر، دو ذهن خلاق و تأثیرگذار دنیای انیمیشن، پس از اهدای جایزهی بهترین فیلم بلند انیمیشن در مراسم اسکار امسال و شنیدن این توصیف بحثبرانگیز که «پنج نامزد اسکار بهترین فیلم بلند انیمیشن محصولاتی برای بچهها هستند که والدین ناچارند با اکراه تحملشان کنند»، بهصراحت آکادمی را به بازنگری در نوع برخوردش با انیمیشن فراخواندند. با چنین پیشزمینهای، چه راهی بهتر از مرور و گردآوری بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ برای دفاع از این مدیوم هنری وجود دارد؟ آثاری که خودشان بدون نیاز به توضیح اضافه، جایگاه و اهمیت انیمیشن را در سینمای معاصر فریاد میزنند. در این مقاله از ایماژ قرار است به سراغ معرفی بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ برویم؛ پس همراه ما باشید.
۲۶ تا از بهترین انیمیشن های قرن ۲۱
زمانی که صحبت از انیمیشنهای شاخص میشود، اغلب ذهنها بیدرنگ به سمت پیکسار و استودیو جیبلی میرود، اما واقعیت این است که دنیای انیمیشن بسیار گستردهتر از این دو نام بزرگ است. در سالهای اخیر، همزمان با این آگاهی جمعی که انیمیشن، فارغ از نگاه محافظهکارانهی آکادمی اسکار، هرگز صرفاً مدیومی مخصوص کودکان نبوده، این قالب هنری به شکل محسوسی پختهتر، جسورتر و اثرگذارتر شده است. از استودیوهای بزرگ گرفته تا فیلمسازان مستقل، همگی در حال تجربهگری با تکنیکهای متنوعی مانند استاپموشن، طراحیهای دستی و جلوههای کامپیوتری چشمنواز هستند؛ تجربههایی که باعث شده بسیاری از بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ نهتنها از نظر بصری، بلکه از حیث روایت و مضمون نیز ماندگار شوند.
با ورود به قرن بیستویکم، انیمیشن رشدی را تجربه کرد که شاید امروز بهسادگی فراموش شود آکادمی اسکار تا سال ۲۰۰۱ اساساً این مدیوم را به رسمیت نمیشناخت. حتی تا سال ۲۰۱۰ نیز تعداد نامزدهای سالانه به سه فیلم محدود بود، اما از آن مقطع به بعد، انیمیشن حضور جدیتر و پررنگتری در رقابتهای سینمایی پیدا کرد. فهرستی که در ادامه با آن مواجه میشوید، شامل چهلویک عنوان از برترین آثار انیمیشن به انتخاب تحریریهی نشریهی ایندیوایر است؛ از «زندگی بیداری» ساختهی مستقل و متفاوت ریچارد لینکلیتر گرفته تا تولیدات شاخص پیکسار که در قرن حاضر حتی پرنفوذتر از دوران دیزنیِ کلاسیک ظاهر شدهاند، در کنار آثار مهم دیزنی و چند فیلم برجسته از استاد مسلم انیمه، هایائو میازاکی.
شاید همهی انیمیشنهای محبوب شما در این مجموعه حضور نداشته باشند، اما بیتردید بخش قابل توجهی از بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ که در ذهن مخاطبان جدی سینما نقش بستهاند، در این فهرست جای گرفتهاند؛ مجموعهای وزین و قابل اتکا از آثار بلند انیمیشن قرن حاضر.
| چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم (How to Train Your Dragon) | راتن تومیتوز ۹۹ از ۱۰۰ |
|---|---|
| داستان اسباببازی ۳ (Toy Story 3) | راتن تومیتوز ۹۸ از ۱۰۰ |
| روح (Soul) | راتن تومیتوز ۹۵ از ۱۰۰ |
| کوکو (Coco) | راتن تومیتوز ۹۷ از ۱۰۰ |
| در جستوجوی نمو (Finding Nemo) | راتن تومیتوز ۹۹ از ۱۰۰ |
| یخزده (Frozen) | راتن تومیتوز ۹۰ از ۱۰۰ |
| موآنا (Moana) | راتن تومیتوز ۹۵ از ۱۰۰ |
| فیلم لگو (The Lego Movie) | راتن تومیتوز ۹۶ از ۱۰۰ |
| جزیره سگها (Isle of Dogs) | راتن تومیتوز ۹۰ از ۱۰۰ |
| راتاتویی (Ratatouille) | راتن تومیتوز ۹۶ از ۱۰۰ |
| شان گوسفنده (Shaun the Sheep Movie) | راتن تومیتوز ۹۹ از ۱۰۰ |
| کورالاین (Coraline) | راتن تومیتوز ۹۰ از ۱۰۰ |
| بالا (Up) | راتن تومیتوز ۹۸ از ۱۰۰ |
| میچلها در برابر ماشینها (The Mitchells vs. the Machines) | راتن تومیتوز ۹۷ از ۱۰۰ |
| وال-ئی (WALL•E) | راتن تومیتوز ۹۵ از ۱۰۰ |
| مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی (Spider-Man: Into the Spiderverse) | راتن تومیتوز ۹۷ از ۱۰۰ |
| آقای فاکس شگفتانگیز (Fantastic Mr. Fox) | راتن تومیتوز ۹۳ از ۱۰۰ |
| شهر اشباح (Spirited Away) | راتن تومیتوز ۹۷ از ۱۰۰ |
| ربات وحشی (The Wild Robot) | راتن تومیتوز ۸۹ از ۱۰۰ |
| شگفت انگیزان | راتن تومیتوز ۸۹ از ۱۰۰ |
| شرک | راتن تومیتوز ۹۷ از ۱۰۰ |
| افسون | راتن تومیتوز ۹۵ از ۱۰۰ |
| زوتوپیا | راتن تومیتوز ۸۸ از ۱۰۰ |
| مری و مکس | راتن تومیتوز ۹۷ از ۱۰۰ |
| عصر یخبندان | راتن تومیتوز ۹۸ از ۱۰۰ |
1. شرکت هیولاها (Monsters, Inc)

- سال انتشار: ۲۰۰۱
- کارگردان: پیت داکتر
- صداپیشگان: جان گودمن، بیلی کریستال، استیو بوشمی، جیمز کابرن، مری گیبس
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۶ از ۱۰۰
بیش از دو دهه از اکران «شرکت هیولاها» گذشته، اما هستهی معنایی آن همچنان تازه و قابل لمس است؛ این که زندگی فقط در ترس خلاصه نمیشود و مفهوم شغل فراتر از انجام یک وظیفهی مکانیکی روزانه است. این کمدی ماندگار پیکسار که در سال ۲۰۰۱ عرضه شد، روایتگر روزمرگی دو هیولای حرفهای در ترساندن به نام جیمز پی. «سولی» سالیوان با صدای جان گودمن و مایک وازووسکی با صدای بیلی کریستال است؛ دو کارمند یک شرکت عظیم تولید انرژی که برق شهر هیولاها را از فریاد و ترس کودکان انسان تأمین میکند.
تناقض شیرین ماجرا آنجاست که همین هیولاها، خودشان از بچههای انسان وحشت دارند، تا این که دختربچهای کنجکاو و بیپروا به نام «بو» با صدای مری گیبس ناخواسته وارد دنیای آنها میشود و تعادل این سیستم را به هم میریزد. در کنار این سهگانهی دوستداشتنی، استیو بوشمی، جنیفر تیلی و جیمز کابرن صداپیشگی دیگر هیولاهایی را بر عهده دارند که میکوشند بو را به دنیایی که به آن تعلق دارد بازگردانند. میتوان گفت «شرکت هیولاها» با نگاهی کنایهآمیز به سرمایهداری، مفهوم شغل و تصویر یک هیولا در دل یک روز کاری تکراری، پلی میان دنیای کودکان و دغدغههای بزرگسالان ساخت؛ پلی که بهویژه برای والدینی که مخاطب همراه فیلم بودند، کاملاً قابل درک و ملموس است.
این رویکرد هوشمندانه، مسیر بازاریابی و روایت انیمیشنهای کودکمحور را به سمت طیف سنی بزرگسال هموار کرد و جایگاه آن را در فهرست بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ تثبیت نمود. وقتی موسیقی متن بهیادماندنی و برندهی اسکار رندی نیومن را به این ترکیب اضافه کنیم، تعجبی ندارد که فیلم با استقبال گستردهای مواجه شد؛ استقبالی که در نهایت به ساخت پیشدرآمد «دانشگاه هیولاها» (Monsters University) به عنوان بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ در سال ۲۰۱۳ و تولید سریال اسپینآف «هیولاهای شاغل» (Monsters at Work) توسط دیزنی در سال ۲۰۲۱ انجامید و نشان داد جهان «شرکت هیولاها» هنوز هم ظرفیت روایت و تأثیرگذاری دارد.
مطالعه بیشتر: نقد انیمیشن کی پاپ شکارچیان شیطان
۲. چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم (How to Train Your Dragon)

- سال انتشار: ۲۰۱۰
- کارگردان: کریس سندرز، دین دبلوا
- صداپیشگان: جی باروشل، جرارد باتلر، کریگ فرگوسن، آمریکا فررا، جونا هیل، کریستوفر مینتز-پلاسه، تی.جی. میلر، کریستن ویگ، دیوید تننت
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۹ از ۱۰۰
زمانی که «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» به عنوان بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ اقتباسشده از رمان محبوب خردسالان به همین نام نوشتهی کرسیدا کاول، در بهار ۲۰۱۰ اکران شد، فضای سینمای ماجراجویانهی کودکانه در چرخهای تکراری و کمرمق گرفتار بود. در چنین شرایطی، این انیمیشن پرانرژی و صمیمی از استودیوی دریمورکس، همچون نسیمی تازه و غافلگیرکننده ظاهر شد. هرچند آغاز اکران فیلم در جدول فروش چندان طوفانی نبود، اما دهانبهدهان چرخید، دیده شد و شنیده شد؛ تا جایی که امروز نهتنها بهعنوان یکی از بهترین انیمیشنهای دوران خود شناخته میشود، بلکه جایگاهی محکم در میان آثار کلاسیک و ماندگار فانتزی و در فهرست بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ به دست آورده است.
داستان فیلم که بخش قابل توجهی از قدرتش را از جهانسازی و ایدههای رمان کاول میگیرد، دربارهی نوجوانی وایکینگ و ناهمگون با سنتهای قبیلهاش به نام هیکاپ است؛ شخصیتی که جی باروشل با صدایی شکننده و در عین حال دوستداشتنی جانش میبخشد. هیکاپ برخلاف انتظار اطرافیانش، با یک اژدهای نادر و مرموز که نام «بیدندان» را برایش انتخاب میکند، رابطهای دوستانه شکل میدهد؛ دوستیای که بهتدریج نظم خشک و باورهای ریشهدار جامعهی سنتی او را به چالش میکشد و همهچیز را از نو تعریف میکند.
«چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» با طراحی شخصیتهای اغراقشده اما حسابشده، فضای جزیرهای مهگرفته و قرون وسطایی محل وقوع داستان، و سکانسهای اکشن نفسگیر و پرتعلیق، هویتی بصری کاملاً متمایز میسازد. این چشمانداز منسجم و پرجزئیات، در نهایت در خدمت پیامی ساده اما عمیق قرار میگیرد: این که شاید برای مواجهه با خطر، ترس و ناشناختهها، همیشه راهی متفاوت و انسانیتر از واکنشهای کورکورانه و خشونتآمیز وجود داشته باشد؛ پیامی که دلیل ماندگاری فیلم و جایگاهش در میان بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ را بهخوبی توضیح میدهد.
۳. داستان اسباببازی ۳ (Toy Story 3)

- سال انتشار: ۲۰۱۰
- کارگردان: لی آنکریچ
- صداپیشگان: تام هنکس، تیم آلن، جون کیوسک، ند بیتی، دان ریکلس، مایکل کیتون، والاس شاون، جان راتزنبرگر، استل هریس، جودی بنسون، بلیک کلارک
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۸ از ۱۰۰
لحظهای که وودی، باز و دیگر اعضای گروه نهتنها با سرنوشتی که گریزناپذیر به نظر میرسد روبهرو میشوند، بلکه آن را میپذیرند، «داستان اسباببازی ۳» از مرز اندوه معمول عبور میکند و به تجربهای عاطفی عمیق و تکاندهنده بدل میشود. حتی پیش از رسیدن به این نقطهی دردناک، فیلم یکی از احساسیترین و تأثیرگذارترین انیمیشنهایی است که تا امروز ساخته شده است. اگر موج دنبالهسازیهای سالهای اخیر پیکسار گاهی باعث تردید مخاطبان شده، این فیلم بهتنهایی یادآوری میکند که اوج خلاقیت این استودیو دقیقاً در سومین قسمت مجموعهای رقم خورد که اساساً قرار نبود بیش از یک فیلم داشته باشد.
شاید دنبالههای «ماشینها» چندان محبوب همگانی نباشند، اما دستکم در جهان «داستان اسباببازی»، همیشه یک اثر بیچونوچرا دوستداشتنی وجود دارد؛ اثری که جایگاهش را در میان بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ تثبیت کرده است. در این قسمت، اندی دیویس حالا هفدهساله است و تنها چند روز با ترک خانه و رفتن به دانشگاه فاصله دارد. اسباببازیها که سالها مرکز دنیای او بودهاند، حالا با آیندهای نامعلوم و اضطرابآور روبهرو هستند. اندی تصمیم میگیرد وودی را با خود به کالج ببرد، اما باقی دوستانش به شکلی ناخواسته سر از مهدکودکی درمیآورند که نه یک پناه امن، بلکه قلمرو تحت سلطهی گروهی از اسباببازیهای تبهکار و مستبد است. این جابهجایی ناگهانی، بستر ماجرایی میشود که هم سرشار از تعلیق و هیجان است و هم لایههایی از ترس، فقدان و بلوغ را در دل خود دارد.
«داستان اسباببازی ۳» فقط ادامهی یک فرنچایز موفق نیست، بلکه وداعی باشکوه با دوران کودکی و نگاهی صادقانه به مفهوم رها کردن و پذیرفتن تغییر است. فیلم با ترکیب هوشمندانهی طنز، درام و روایت احساسی، نشان میدهد که چرا پیکسار در بهترین روزهایش میتواند آثاری خلق کند که هم کودکان را مجذوب میکند و هم بزرگسالان را بیدفاع در برابر موج احساسات رها میسازد؛ ویژگیای که این اثر را به یکی از ستونهای اصلی فهرست بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ تبدیل کرده است.
۴. روح (Soul)

- سال انتشار: ۲۰۲۰
- کارگردان: پیت داکتر
- صداپیشگان: جیمی فاکس، تینا فی، گراهام نورتون، ریچل هاوس، آلیس براگا، ریچارد آیوادی، فیلیسیا رشاد، دانل راولینگز، کوئستلاو، آنجلا باست
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۵ از ۱۰۰
پیکسار در طول سالها با ساخت انیمیشنهای پرزرقوبرق و بهظاهر کودکپسند، اما با مضامینی که بیمحابا دل بزرگسالان را نشانه میرفت، جایگاه ویژهای برای خود تثبیت کرده بود. با این حال، «روح» نقطهای است که این استودیو عملاً نقاب «فیلم کودکانه» را کنار میگذارد و بیواسطه سراغ روایتی عمیقاً بزرگسالانه میرود. داستان دربارهی مردی میانسال است که درست در لحظهی رویارویی با بحران معنا و هدف زندگی، به شکلی کاملاً اتفاقی وارد جهانی میان مرگ و تولد میشود؛ جایی که روحها پیش از آمدن به زمین شکل میگیرند. در این مسیر، او با روحی آشنا میشود که هنوز هرگز زندگی نکرده، اما از همین حالا گرفتار نوعی پوچگرایی ریشهدار است.
«روح» هیچ ترسی از ترسیم چهرهای تاریک و صادقانه از این دو شخصیت ندارد؛ دو موجود سرگردان که هرکدام به شکلی متفاوت در جستوجوی دلیلی برای ادامه دادن هستند. با این حال، این تیرگی هرگز به یأس ختم نمیشود و با تأملات فلسفی، شوخطبعی ظریف و آن گرمای آشنای امضای پیکسار متعادل میگردد. فیلم در واقع یک کلاس پیشرفتهی جهانسازی ماوراءالطبیعی است؛ جهانی که هم انتزاعی است و هم بهطرز شگفتانگیزی قابل لمس، و نتیجهی آن یکی از خلاقانهترین و جسورانهترین آثار تاریخ این استودیو به شمار میآید.
در نهایت، «روح» به جای ارائهی پاسخهای ساده و شعاری، استدلالی آرام اما کاملاً قانعکننده دربارهی معنای زندگی مطرح میکند؛ این که ارزش زیستن لزوماً در دستاوردهای بزرگ یا رؤیاهای دستنیافتنی خلاصه نمیشود، بلکه در خودِ تجربهی بودن نهفته است. همین نگاه بالغ و انسانی باعث شده «روح» هم برای کودکان قابل تماشا باشد و هم برای بزرگسالان تکاندهنده و تأملبرانگیز؛ ویژگیای که آن را به یکی از شاخصترین و متفاوتترین گزینهها در میان بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ تبدیل میکند و جایگاه ویژهای برایش در کارنامهی پیکسار رقم میزند.
۵. کوکو (Coco)

- سال انتشار: ۲۰۱۷
- کارگردان: لی آنکریچ
- صداپیشگان: آنتونی گونزالس، گائل گارسیا برنال، بنجامین برت، آلانا اوباک، رینی ویکتور، آنا اوفلیا مورگیا، ادوارد جیمز آلموس
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۷ از ۱۰۰
«کوکو» انیمیشن اسکاربردهی پیکسار، نقطهعطفی دیرهنگام اما تعیینکننده در مسیر این استودیوی انیمیشنسازی به شمار میآید. این فیلم نخستین پروژهی پیکسار بود که شخصیتهای محوریاش همگی مکزیکی هستند، اما اهمیت آن تنها به این نمایندگی فرهنگی محدود نمیشود. قدرت واقعی «کوکو» از جایی میآید که میراث، آیینها و فرهنگ مکزیکی را برمیدارد و آنها را به زبانی جهانی ترجمه میکند؛ زبانی که مخاطب در هر گوشهی دنیا میتواند با آن ارتباط برقرار کند.
داستان فیلم دربارهی میگل، نوجوانی شیفتهی موسیقی است که رؤیای موزیسین شدن را در سر دارد و برای یافتن جد افسانهای خود و رهایی از نفرین و ممنوعیت نسلبهنسل موسیقی در خانوادهاش، ناخواسته قدم به جهان مردگان میگذارد. لی آنکریچ، که پیشتر با «داستان اسباببازی ۳» تواناییاش در روایتهای احساسی را ثابت کرده بود، اینبار در کنار آدریان مولینا جهانی از مردگان میآفریند که سرشار از جنبوجوش، زندگی و شگفتی بصری است. تماشای «کوکو» تجربهای است شبیه غرق شدن در طیفی از رنگهای خیرهکننده و فضایی خیالانگیز که لحظهای اجازهی چشم برداشتن نمیدهد.
این وسواس در جزئیات انیمیشنسازی، هم ادای دِینی صمیمانه به فرهنگ و آیینهای مکزیکی محسوب میشود و هم نشاندهندهی اشتیاق سازندگان برای تبدیل این میراث بومی به روایتی جهانشمول است؛ روایتی که فارغ از پیشزمینهی فرهنگی تماشاگر، احساسات مشترک انسانی را نشانه میگیرد. «کوکو» در نهایت فراتر از یک ماجراجویی فانتزی یا یک انیمیشن خانوادگی ظاهر میشود و به تأملی عاطفی دربارهی خاطره، مرگ، خانواده و اهمیت به یاد آوردن بدل میگردد. همین ترکیب هوشمندانهی فرهنگ، احساس و روایت سینمایی باعث شده این فیلم نهتنها یکی از آثار شاخص پیکسار، بلکه یکی از درخشانترین نمونهها در فهرست بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ باشد؛ اثری که هم چشم را مسحور میکند و هم دل را به لرزه میاندازد.
مطالعه بیشتر: ترسناک ترین شخصیت های انیمه
۶. در جستوجو (Finding Nemo)

- سال انتشار: ۲۰۰۳
- کارگردان: اندرو استنتون، لی آنکریچ
- صداپیشگان: آلبرت بروکس، الن دیجنرس، الکساندر گلد، ویلم دفو
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۹ از ۱۰۰
الن دیجنرس، چهرهای پیشرو برای زنان در دههی هشتاد میلادی و یکی از صداهای شاخص جامعهی رنگینکمانی در دههی نود، پس از توقف پخش دومین سیتکام تلویزیونیاش با دورهای از افت حرفهای مواجه شد. در همین مقطع بود که پیکسار از او دعوت کرد تا به جای ماهی فراموشکار اما بهشدت دوستداشتنیای به نام دوری صحبت کند؛ شخصیتی که از اختلال حافظهی کوتاهمدت رنج میبرد و در مسیر داستان، همراه و همسفر یک پدر بیشازحد نگران و عصبی با صدای آلبرت بروکس میشود. این پدر، مارلین، در جستوجوی پسرش نمو با صدای الکساندر گلد است که بهتازگی سر از آکواریومی در مطب یک دندانپزشک درآورده.
در کنار این صداها، ویلم دفو، الیسون جانی و جفری راش نیز به دیگر موجودات دنیای زیر آب جان میبخشند و جهانی پرجزئیات و زنده خلق میکنند. «در جستوجوی نمو» خیلی زود به یکی از پدیدههای سال ۲۰۰۳ تبدیل شد؛ فیلمی که عنوان دومین اثر پرفروش سال را از آن خود کرد و همزمان مسیر تازهای در کارنامهی پیکسار گشود. همان سال، الن دیجنرس نیز توانست برنامهی تاکشوی معروف خود را راهاندازی کند و پیکسار به نخستین اسکار بهترین انیمیشن بلند تاریخش دست یافت. موفقیت فیلم به همینجا ختم نشد و «در جستوجوی نمو» عنوان پرفروشترین دیویدی تاریخ را هم از آن خود کرد؛ رکوردی که جایگاهش را در حافظهی فرهنگی مخاطبان تثبیت نمود. در ادامهی این موفقیت زنجیرهای، دیجنرس به مجریگری مراسم اسکار رسید، نشان آزادی ریاستجمهوری آمریکا را دریافت کرد و برنامهاش بیش از هفتاد و پنج میلیون دنبالکننده در توییتر پیدا کرد.
در چنین شرایطی، تقریباً بدیهی بود که دنیای این انیمیشن دوستداشتنی به این سادگی رها نخواهد شد و بهزودی دنبالهای با عنوان «در جستوجوی دوری» (Finding Dory) ساخته میشود. مجموعهی این اتفاقات نشان میدهد چرا «در جستوجوی نمو» نهفقط یک موفقیت تجاری، بلکه یکی از ستونهای اصلی پیکسار و از نمونههای درخشان در فهرست بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ به حساب میآید؛ اثری که هم سرگرمکننده است و هم تأثیرگذار، هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان.
۷. یخزده (Frozen)

- سال انتشار: ۲۰۱۳
- کارگردان: کریس باک، جنیفر لی
- صداپیشگان: کریستن بل، ایدینا منزل، جاناتان گروف، جاش گد، سانتینو فونتانا
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۰ از ۱۰۰
دیزنی در طول دههها، استاد بیرقیب اقتباس از افسانههای کلاسیک بوده است؛ از «پری دریایی کوچک» و «سیندرلا» گرفته تا «پرنسس و قورباغه»، همگی نمونههایی هستند از بازآفرینی قصههای کهن در قالب فرمول آشنای پرنسسمحور این استودیو. با این حال، حتی موفقترین آثار دیزنی نیز همیشه مسیر همواری نداشتهاند و هیچ پیروزیای از پیش تضمین نشده است. خود والت دیزنی در دههی ۱۹۳۰ ایدهی ساخت فیلمی دربارهی زندگی هانس کریستین اندرسن را مطرح کرده بود؛ پروژهای که قرار بود صحنههایی از مشهورترین افسانههای او، از جمله «ملکهی برفی» (The Snow Queen)، را در خود جای دهد. این ایده هرگز به مرحلهی تولید نرسید، هرچند قصههای اندرسن بعدها الهامبخش بسیاری از شخصیتها و آثار موفق دیزنی، از «پری دریایی کوچک» تا «جوجهاردک زشت» شدند.
با این وجود، «ملکهی برفی» سالها به معمایی حلنشده برای مدیران و تیم خلاق دیزنی تبدیل شد؛ داستانی که رمز و راز روایتش برای مخاطب عام بهسادگی قابل کشف نبود. مشکل اصلی، ناتوانی در ارائهی نسخهای ساده، امروزی و قابلدرک از این قصه بود؛ بهویژه برای مخاطبان جوانتری که قهرمان زن پیچیده و نهچندان متعارف داستان، بهراحتی با انتظاراتشان همخوانی نداشت. همین مسئله باعث شد اقتباس «ملکهی برفی» با وجود تلاشهای مکرر طی سالیان مختلف، بارها و بارها به تعویق بیفتد. حتی کریس باک، فیلمسازی که به بازپرداخت آزاد و خلاقانهی افسانهها شهرت دارد، مدتها در بلاتکلیفی ساخت این پروژه باقی ماند. نقطهی عطف زمانی شکل گرفت که دیزنی به ایدهای کلیدی رسید؛ تغییری ساده اما بنیادین که امکان تولد «یخزده» را فراهم کرد: این که زنان نقش اصلی داستان، نه رقیب یا دشمن، بلکه دو خواهر باشند.
«یخزده» به لطف فیلمنامهی دقیق و هوشمندانهی جنیفر لی، ترانههای ماندگار کریستن اندرسون-لوپز و رابرت لوپز، و انیمیشنی چشمگیر که با تکیه بر تکنیک سهبعدی، سرزمینی زمستانی و خیالانگیز را جان بخشید، به یکی از بزرگترین موفقیتهای دیزنی بدل شد. صداپیشگانی درخشان، از کریستن بل و آیدینا منزل گرفته تا جاش گد و جاناتان گروف، به شخصیتها روح و انرژی بخشیدند و باعث شدند فیلم هم در سطح احساسی و هم در بعد سرگرمی، تأثیری ماندگار بگذارد. با وجود ریشههای تاریک قصهی اصلی، «یخزده» با خلق فضایی خانوادگی، فاصله گرفتن از دوگانهی کلاسیک «خیر مطلق در برابر شر مطلق» و افزودن شخصیتهای کمدی برای ایجاد تعادل لحن، توانست هم در چارچوب برند دیزنی جای بگیرد و هم طیف وسیعی از مخاطبان را جذب کند.
نتیجه، فیلمی است که از دل یک داستان پرنسسی، مفاهیمی چون خودشناسی، پذیرش تفاوتها و اهمیت روابط انسانی را بیرون میکشد. همین ترکیب باعث شده «یخزده» نهتنها یک موفقیت تجاری، بلکه یکی از آثار شاخص و تأثیرگذار در فهرست بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ باشد؛ فیلمی که همچنان در حافظهی جمعی مخاطبان زنده مانده است.
۸. موآنا (Moana)

- سال انتشار: ۲۰۱۶
- کارگردان: ران کلمنتس، جان ماسکر
- صداپیشگان: اولیلی کاروالیو، دواین جانسون، تمورا موریسون، آلن تودیک، جامین کلمنت، نیکول شرزینگر
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۵ از ۱۰۰
«موآنا» بهعنوان یکی از موزیکالهای شاخص دیزنی، تصویری چشمنواز و سرشار از احترام از فرهنگ پلینزی و مردمانش ارائه میدهد؛ تصویری که به لطف انیمیشن سهبعدی پرجزئیات و کارگردانی روان ران کلمنتس و جان ماسکر، جان میگیرد. البته جذابیت فیلم تنها به جلوههای بصری آن محدود نمیشود و ترانههایش نیز نقشی اساسی در ماندگاری اثر دارند. حتی سختدلترین مخاطبان هم بهسختی میتوانند در برابر موسیقی متن پرانرژی و احساسی ساختهی لین-مانوئل میراندا، مارک مانچینا و اپتایا فوآی مقاومت کنند؛ ساوندترکی که با بهرهگیری از خوانندگانی از نیوزلند تا فیجی و استفاده از سازهای بومی جنوب اقیانوس آرام، هویتی منحصربهفرد پیدا کرده است.
در مرکز روایت، قهرمان زن فیلم قرار دارد؛ دختری جوان، باهوش و پرتحرک که برای نجات مردمش دل به سفری خطرناک و ناشناخته میزند. این داستان رشد و خودباوری، هم برای کودکان الهامبخش است و هم برای بزرگسالان بار قدرتبخشی و معنا دارد. «موآنا» در کنار این مسیر قهرمانانه، مجموعهای از شخصیتهای بهیادماندنی را نیز معرفی میکند؛ از مائویی پرمدعا و کاریزماتیک با صدای دواین جانسون گرفته تا خرچنگ نارگیل درخشان و اغراقآمیزی که جامین کلمنت با صداپیشگیاش آن را به یکی از لحظات بهیادماندنی فیلم تبدیل میکند.
این انیمیشن که در میان جوامع بومی بازتاب و محبوبیت قابل توجهی داشته، بهعنوان یکی از زیباترین تولیدات سهبعدی دیزنی شناخته میشود و توانسته تعادلی کمنقص میان سرگرمی، احترام فرهنگی و روایت احساسی برقرار کند. همین ترکیب باعث شده «موآنا» جایگاهی محکم در کنار بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ پیدا کند؛ اثری که هم چشم را مسحور میکند، هم گوش را مینوازد و هم پیامی ماندگار از شجاعت، هویت و بازگشت به ریشهها با خود به همراه دارد.
۹. فیلم لگو (The Lego Movie)

- سال انتشار: ۲۰۱۴
- کارگردان: فیل لرد، کریستوفر میلر
- صداپیشگان: کریس پرت، ویل آرنت، ویل فرل، الیزابت بنکس، نیک آفرمن، الیسون بری، چارلی دی، لیام نیسون، مورگان فریمن
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۶ از ۱۰۰
در این بلاکباستر موفق، فیل لرد و کریستوفر میلر تقریباً همهچیز را به نقطهی ایدهآل رساندهاند. این زوج خلاق که پیشتر با بازسازی جسورانه و بهشدت خندهدار «خیابان جامپ شمارهی ۲۱» همه را غافلگیر کرده بودند، بار دیگر سراغ برندی رفتند که کمتر کسی تصور میکرد بتوان از آن فیلمی واقعاً خوب ساخت. نتیجه اما فراتر از انتظار از آب درآمد. «فیلم لگو» به واسطهی طنز تیز و گاه گزنده و سبک بصری شلوغ اما حسابشدهاش در سراسر جهان تحسین شد و با شکستن ساختار فرمولزدهی بلاکباسترهای رایج، مسیر روایت را از نو و قدمبهقدم، آن هم با چاشنی شوخطبعی، بازسازی کرد.
کریس پرت در نقش یک مینیفیگور سادهدل و دوستداشتنی ظاهر میشود که ناگهان باید مقابل شخصیتی بایستد که با طعنه «رئیسجمهور شیطانصفت تجارت» نام گرفته و ویل فرل با انرژی خاص خودش به او جان میدهد. در کنار او، وایلداستایل با صداپیشگی الیزابت بنکس، دختری پانک، سرکش و صریح است که متأسفانه هنوز هم جزو معدود شخصیتهای زن واقعاً بامزه، توانمند و کنشگر در انیمیشنهای جریان اصلی به حساب میآید. حضور مجموعهای از صداهای آشنا، از لیام نیسون و مورگان فریمن گرفته تا نیک آفرمن و چارلی دی، جهان فیلم را شلوغ، متنوع و پرانرژی میکند.
«فیلم لگو» با جلوههای کامپیوتری خلاقانهای که قطعات جداشدنی لگو را عمداً به شکلی اغراقآمیز و برای خنده به حرکت درمیآورد، موفق میشود هم به ماهیت اسباببازی وفادار بماند و هم یک زبان بصری تازه خلق کند. این بازیگوشی آگاهانه در فرم و محتوا، فیلم را به تجربهای بهیادماندنی تبدیل کرده است؛ تجربهای که نهتنها سرگرمکننده، بلکه در نقد فرهنگ مصرف، فردیت و خلاقیت نیز حرفهای جدی برای گفتن دارد. همین ویژگیهاست که «فیلم لگو» را شایستهی جایگاهی ویژه در میان بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ میکند و آن را به نمونهای درخشان از اینکه چگونه میتوان از دل یک برند تجاری، اثری خلاق و اثرگذار بیرون کشید، بدل میسازد.
۱۰. جزیره سگها (Isle of Dogs)

- سال انتشار: ۲۰۱۸
- کارگردان: وس اندرسون
- صداپیشگان: برایان کرانستون، ادوارد نورتون، بیل موری، جف گلدبلوم، گرتا گرویگ، فرانسیس مکدورمند، نیجیرو موراکامی، هاروی کایتل، اسکارلت جوهانسون، تیلدا سوینتن، یوکو اونو، فرانک وود
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۰ از ۱۰۰
«جزیرهی سگها» محصولی است که تمام دلمشغولیها و سبکهای منحصربهفرد وس اندرسون را در خود جمع کرده است؛ از الهامهای سینمایی کوروساوا تا ارجاعات ظریف به برنامههای ویژهی کریسمس ری هاریهاسن در تلویزیون. داستان به ظاهر سادهای روایت میشود: پسری عاشق سگ محبوبش است، آنفولانزای سگی شیوع پیدا میکند و همهی سگها به جزیرهای به نام «جزیره زباله» تبعید میشوند، و پسر برای نجات سگ خود وارد ماجراجویی میشود. اما همانطور که از اندرسون انتظار میرود، روایت ساده با شخصیتپردازیهای هوشمندانه و جمعی از صداپیشگان برجسته از جمله ادوارد نورتون، بیل موری، جف گلدبلوم، گرتا گرویگ، فرانسیس مکدورمند، اسکارلت جوهانسون، تیلدا سوینتن و یوکو اونو، به تجربهای پیچیده و جذاب بدل شده است.
در حالی که محور اصلی داستان حول آتاری کوبایاشی، پسر جسور، و سگ وفادارش، اسپاتس، میچرخد، طرح هوشمندانهی اندرسون امکان معرفی شخصیتهای متعدد دیگر، چه سگ و چه انسان، را فراهم میکند. جزیره زباله نه تنها پناهگاه سگهاست، بلکه صحنهی تعامل با انسانهایی است که میکوشند سگها را آزاد کنند، در کنار حاکمان بدطینتی که در مواجهه با بحران عقل سلیم و عواطف انسانی خود را از دست دادهاند. این فیلم با استفاده از تکنیک استاپموشن و دقت بصری فوقالعاده، داستانی نفسگیر، دلنشین و چندلایه ارائه میدهد؛ قصهای که هرگز به سادگی به جنبهی بامزهی سگها محدود نمیشود و در عوض لحظات عمیق، ستودنی و انسانی فراوانی را در طول روایت جای داده است. ترکیب خلاقیت بصری، طنز هوشمندانه و روایت چندسطحی، «جزیرهی سگها» را به یکی از قابل توجهترین آثار انیمیشن در میان بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ تبدیل کرده و تجربهای فراموشنشدنی برای مخاطبان با سلایق مختلف رقم زده است.
۱۱. راتاتویی (Ratatouille)

- سال انتشار: ۲۰۰۷
- کارگردان: برد برد، جن پینکاوا
- صداپیشگان: پاتن اسوالت، لو رومانو، پیتر سون، برد گرت، پیتر اوتول
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۶ از ۱۰۰
با «راتاتویی»، برد برد توانست هم پروژهای به ظاهر چالشبرانگیز را به موفقیتی درخشان بدل کند و هم استاندارد تازهای برای پیکسار تعیین نماید. در ابتدا، فیلم قرار بود تنها یک کمدی زوجمحور باشد؛ داستان موشی فرانسوی با استعداد آشپزی (با صدای پاتن اسوالت) که با یک آشپز انسان جوان و هنرمند (با صدای لو رومانو) همپیمان میشود. اما برد برد فراتر رفت و اثر را به ادای دینی خلاقانه، دلنشین و دوستداشتنی به دنیای آشپزی، هنر و معصومیت تبدیل کرد. داستان حول آنتون ایگو، منتقد غذای بدخلق و سرسخت (با صدای پیتر اوتول) میچرخد که وقتی لقمهای از دستپخت موش را میچشد، خاطرات شیرین کودکیاش در ذهنش زنده میشود و لحظهای به اوج لذت و الهام میرسد.
این انیمیشن که برندهی اسکار نیز شده، حتی پس از سالها همچنان تازگی و جذابیت خود را حفظ کرده است. ترکیب طنز ملایم فرانسوی، طراحی دقیق شخصیتها و محیطها و نمایش بصری جذاب غذاهای لذیذ و دهانآبانداز، فیلم را به تجربهای فراتر از یک انیمیشن کودکانه تبدیل میکند. «راتاتویی» نه تنها موش و رستوران را به شیوهای باورپذیر و دوستداشتنی کنار هم قرار میدهد، بلکه با بهرهگیری از کاریکاتور و جزئیات هنری، داستانی زنده و غنی خلق میکند که هم برای کودکان و هم بزرگسالان، تجربهای فراموشنشدنی و درخشان در فهرست بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ به شمار میرود.
۱۲. شان گوسفنده (Shaun the Sheep Movie)

- سال انتشار: ۲۰۱۵
- کارگردان: ریچارد استارزک، مارک بورتون
- صداپیشگان: جاستین فلچر، جان اسپارکس، امید جلیلی
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۹ از ۱۰۰
چه کسی تصور میکرد که اسپینآف سریال محبوب «والاس و گرومیت» از استودیو آردمن بتواند تا این حد موفق و حتی به گفتهی برخی طرفداران خوشدل، بهتر از سریال اصلی ظاهر شود؟ «شان گوسفنده» نمونهای شگفتانگیز از جسارت و خلاقیت استودیوی آردمن است؛ فیلمی با درونمایهی ساده اما پرانرژی که در آن، شان و گوسفندان همراهش در طول یک روز پرهیجان، مزرعه را به صحنهای از آشوب و ماجراجویی بدل میکنند. یکی از ویژگیهای منحصربهفرد فیلم، تقریباً فقدان دیالوگ قابلفهم میان گوسفندان است؛ شخصیتها بیشتر با زبان بدن و صحنههای بصری داستان را پیش میبرند. حتی گفتوگوهای انسانها به شیوهای کمیکاستریپی و مشابه آثار کلاسیک «بادامزمینیها» در ابری بالای سرشان ظاهر میشود، که یادآور سبک طنز بدیهی و بصری است.
این روش روایت، همراه با لحظات دیوانهوار و سرگرمکننده، جذابیت فیلم را بهطرز چشمگیری افزایش داده است. «شان گوسفنده» نه تنها کودکان را سرگرم میکند، بلکه بزرگسالان را نیز با طنز هوشمندانه و شخصیتهای فراموشنشدنی خود جذب میکند. این ترکیب منحصربهفرد، فیلم را به یکی از موفقترین و بهیادماندنیترین آثار استودیو آردمن تبدیل کرده و جایگاهش را در میان بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ تثبیت کرده است؛ اثری که هم دلنشین، هم بامزه و هم استادانه است و تجربهای مشترک برای تمام سنین فراهم میآورد.
۱۳. کورالاین (Coraline)

- سال انتشار: ۲۰۰۹
- کارگردان: هنری سلیک
- صداپیشگان: داکوتا فنینگ، تری هچر، جنیفر ساندرز، دان فرنچ، جان هاگمن، ایان مکشین
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۰ از ۱۰۰
هنری سلیک با «کورالاین» تکنیک استاپموشن خود را به اوج رساند؛ سبک او که پیشتر در آثار تیم برتون مثل «کابوس پیش از کریسمس» و «جیمز و هلوی غولپیکر» دیده شده بود، اکنون در این فیلم به کمال رسیده است. قصهی گوتیک و سحرآمیز «کورالاین» دربارهی دختری یازده ساله است که در خانهی قدیمی و کمی متروکهی خانوادهاش در حومه شهر احساس تنهایی میکند و والدینش که غرق در مشکلات خود هستند، توجهی به او ندارند. کورالاین به دنیایی موازی پناه میبرد که در آن والدینی خیالی مهربان هستند، باغی زیبا دارند و زندگی ایدهآلش را شبیهسازی میکنند. صحنهپردازی و طراحی جهان موازی فیلم حاصل ماهها کار پرزحمت و دقیق با عروسکهای دستساز، هزاران گل کاغذی و محیطهای مینیاتوری است.
عروسکها روی آرمیچرهای فلزی ساخته شدهاند، لباسها دستدوز هستند و سرهای قابل تعویضشان طیف وسیعی از حالات صورت را نمایش میدهد؛ از اخم گرفته تا لبخند. با توجه به حضور پررنگ کورالاین در تمامی صحنهها، تیم تولید مجبور شد بیست نمونه از این عروسک بسازد. فیلمبرداری استاپموشن، با ثبت تنها ده ثانیه از فیلم در یک روز خوب، طی سه سال و نیم و در بیش از پنجاه فضای مینیاتوری انجام شد. نورپردازی، جزئیات کوچک صحنه، گربه سیاه کوچک و برگها و درختان مینیاتوری، همه با ظرافت و دقت بینظیر ساخته شدهاند تا جهانی زنده و ملموس خلق شود.
۱۴. بالا (Up)

- سال انتشار: ۲۰۰۹
- کارگردان: پیت داکتر
- صداپیشگان: اد اسنر، کریستوفر پلامر، جردن ناگای، باب پترسون، دلروی لیندو
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۸ از ۱۰۰
با اینکه نام این فیلم تنها دو حرف دارد، اما «بالا» داستانی بزرگ و پرمعناست: زنده کردن رؤیاهای کودکی، شکل دادن به دوستیهای غیرمنتظره، ستایش قهرمانان کوچک و مواجهه با غمهای بزرگ. این محصول برنده دو اسکار، با صداپیشگی اد اسنر و کریستوفر پلامر، تجربهای بهیادماندنی از پرواز یک خانه به آسمان ارائه میدهد و یادآور خانهی معلق جادوگر شهر آز است. داستان حول کارل، مرد بازنشستهای که همسرش را از دست داده و تنهاست، میچرخد. او با کمک بادکنکها خانهاش را از محله قدیمی به پرواز درمیآورد و به طور تصادفی، راسل، پسربچهای پرانرژی و مشتاق، همراه خود میبرد.
طراحی شخصیتها با ظاهر دفرمه اما دوستداشتنی و پالت رنگی زنده، لحظات ابتدایی فیلم را که یادآور عشق و ازدواج کارل است، با شدت احساسی فوقالعادهای منتقل میکند. صحنههایی که کارل و الی متوجه میشوند بچهشان از دست رفته، حتی از برخی مرگهای کلاسیک انیمیشنی هم غمانگیزتر هستند. این دو انیمیشن—«کورالاین» با دنیای استاپموشن جادویی و «بالا» با روایت احساساتی و رنگارنگ پیکسار—نمونههایی شاخص از بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ محسوب میشوند، هر یک با سبک و رویکرد متفاوت، اما هر دو توانستهاند مخاطب را در دنیای خود غرق کنند و تجربهای فراموشنشدنی بسازند.
۱۵. میچلها در برابر ماشینها (The Mitchells vs. the Machines)

- سال انتشار: ۲۰۲۱
- کارگردان: مایک ریاندا
- صداپیشگان: ابی جکوبسون، دنی مکبراید، مایا رودولف، اریک آندره، الیویا کلمن، جان لجند، کریسی تیگن
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۷ از ۱۰۰
«میچلها در برابر ماشینها» داستانی بهیادماندنی از مایک ریاندا و جف را روایت میکند که از یک سفر جادهای خانوادگی شروع میشود و ناگهان با آخرالزمان رباتها مواجه میگردد. این انیمیشن، نمونهای برجسته از بهترین انیمیشن های قرن ۲۱، ترکیبی از رنگهای شاد کارتونی، طنز تیز و تند و پیامهایی هوشمندانه دربارهی تأثیر فناوری بر روابط انسانی است؛ فناوری که هم میتواند ما را به هم نزدیک کند و هم از یکدیگر جدا سازد. فیل لورد و کریس میلر به عنوان مدیران تولید، سبک خاص و طنز منحصربهفرد خود را در سراسر پروژه جاری کردند و «میچلها در برابر ماشینها» را به یک اثر کلاسیک مدرن تبدیل نمودند.
گرچه سر و صدای تبلیغاتی و هیاهوی فیلم «افسون» سال گذشته کمی توجه مخاطبان را از این اثر کم کرد، اما محتوای دقیق و پیامهای عمیق آن باعث میشود که این انیمیشن ارزش بازبینی مکرر را داشته باشد. این فیلم، با ترکیب نوآوری بصری، شخصیتهای دوستداشتنی و روایت هوشمندانه، به وضوح جایگاهی محکم در فهرست بهترین انیمیشن های دنیا یافته است و تجربهای سرگرمکننده و در عین حال تأملبرانگیز برای تمامی سنین ارائه میدهد.
۱۶. وال-ئی (WALL•E)

- سال انتشار: ۲۰۰۸
- کارگردان: اندرو استنتون
- صداپیشگان: بن برت، الیزا نایت، سیگورنی ویور، جف نگارخانهن، فرد ویلارد، جان رتزنبرگر، کتی ناجیمی، جس هارنل
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۵ از ۱۰۰
«وال-ئی» شاهکاری است که اندرو استنتون با ظرافتی بینظیر آن را ساخته است؛ فیلمی که در همه سطوح، از داستان تا طراحی بصری، هم تأثیرگذار و هم کامل است و در عین حال، از هنر محض و روایت احساسی غافل نمیشود. داستان حول رباتی ضایعاتجمعکن به نام وال-ئی میچرخد که هفتصد سال است تنها در زمین پر از زباله مانده و با تلاش و پشتکار فراوان، باقیماندههای بههمریختهی سیاره را پاک میکند؛ وضعیتی که بیرحمانه شباهت دارد به بحرانهای محیط زیستی امروز ما.
با اینکه وال-ئی سالها تنها بوده، کنجکاوی، انسانیت و شادی در او رشد کرده و از موسیقی، فرهنگ و حضور دیگر موجودات کوچک لذت میبرد. تنها خواستهاش یافتن کسی است تا مهر و عشقش را با او تقسیم کند و ورود ایو، ربات همدم او، روایت عاشقانهای کمنظیر و انگیزشی را در دنیای مدرن انیمیشن به نمایش میگذارد. فراتر از داستان عاشقانه، «وال-ئی» نقدی دقیق و بهموقع بر جامعه انسانی امروز ارائه میدهد؛ جامعهای منزوی که با راحتی صندلیهای شناور و سبک زندگی مصرفگرایانه، ارتباطات انسانی و فردیت خود را از دست داده است.
اینکه دو ربات در جهانی که عاری از احساس و عاطفه است میتوانند عشق و مهربانی را تجربه کنند، درونمایهای ساده اما قدرتمند است که فیلم با هوشمندی آن را به سطحی فراتر میبرد و احساسات اصیل را در مخاطب برمیانگیزد. «وال-ئی» با موسیقی متن جادویی توماس نیومن و طراحی بصری استادانه، ده سال پس از انتشار همچنان تازه، جذاب و خیرهکننده است و جایگاه خود را در فهرست بهترین انیمیشن های دنیابهخوبی تثبیت کرده است.
مطالعه بیشتر: بهترین فیلم های عاشقانه جهان
۱۷. مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی (Spider-Man: Into the Spiderverse)

- سال انتشار: ۲۰۱۸
- کارگردان: باب پرسیچتی، پیتر رمزی، رودنی روثمن
- صداپیشگان: شامیک مور، لیو شرایبر، ماهرشالا علی، برایان تایری هنری، جیک جانسون، هیلی استاینفلد، لیلی تاملین، لورین ولز، نیکولاس کیج
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۷ از ۱۰۰
آیا جهان به یک فیلم مرد عنکبوتی دیگر نیاز داشت؟ اگر آن فیلم «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» باشد، پاسخ بدون شک یک بلهی بزرگ است. این انیمیشن بینظیر، با کارگردانی هنرمندانهی باب پرسیچتی، پیتر رمزی و رودنی روثمن، دنیای عنکبوتی را به شکلی کاملاً تازه و خلاقانه به تصویر میکشد. داستان در «دنیای عنکبوتی» جریان دارد، جهانی چندگانه که هیچ تلاقی مستقیمی با فیلمهای لایواکشن مرد عنکبوتی تام هالند ندارد و در عین حال موفق میشود هویت مستقل خود را پیدا کند، همزمان که با الهام از کتابهای مصور متعدد و غنی، روایت خودش را شکل میدهد. مایلز مورالس (با صدای شامیک مور) نوجوانی معمولی است که زندگیاش پس از نیش یک عنکبوت رادیواکتیو دگرگون میشود.
اما جذابیت فیلم فراتر از قدرتهای ابرقهرمانی اوست؛ شخصیت مایلز با هوش و کنجکاوی، در نقطهی عطف نوجوانی و با خانوادهای پیچیده و جذاب، توجه بیننده را به خود جلب میکند و تماشای زندگی روزمرهی او حتی بدون لباس ابرقهرمانی سرگرمکننده و آموزنده است. لحظات ابرقهرمانی فیلم نیز به شکلی خلاقانه و هیجانانگیز ارائه شدهاند. انیمیشن سرزنده، رنگارنگ و پویا، حرکات قهرمانانه را به اوج تازهای میرساند و معرفی گروه متنوعی از مردان عنکبوتی علاوه بر طنز، چالشها و لحظات غافلگیرکنندهای را به داستان اضافه میکند.
قلب داستان همچنان حول خلوص نیت مایلز و تلاش او برای جلوگیری از فاجعه میچرخد، در حالی که دوستان جدید و شخصیتهای تازه به فیلم جان و انرژی میبخشند. «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» نه تنها یکی از موفقترین فیلمهای مرد عنکبوتی تمام دوران است، بلکه نمونهای درخشان از چگونگی تلفیق وفاداری به تاریخچهی غنی یک شخصیت با نوآوری در روایت و سبک بصری است و جایگاهش را در فهرست بهترین انیمیشن های قرن ۲۱ بهطور شایسته تثبیت کرده است.
۱۸. آقای فاکس شگفتانگیز (Fantastic Mr. Fox)

- سال انتشار: ۲۰۰۹
- کارگردان: وس اندرسون
- صداپیشگان: جورج کلونی، مریل استریپ، جیسن شواتسمن، بیل موری، ویلم دفو، اوون ویلسون
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۳ از ۱۰۰
فیلمهای وس اندرسون اغلب حس و حال دایورامایی دارند؛ صحنههایی که گویی هر قابش با دقت و هنرمندی ساخته شده است. همین ویژگی باعث شد اندرسون به سمت انیمیشن استاپموشن جذب شود، جایی که حتی کوچکترین حرکات روباه داستان، مانند حرکت موها و نگاهها، با جزئیات حس میشود. «آقای فاکس شگفتانگیز» بیش از یک اقتباس ساده از رمان رولد دال است؛ این فیلم بستری است برای خلق جهان خیالی و فلسفی اندرسون، با نگاه بزرگسالانه به انسان بودن در قرن بیستویکم. در عین حال، داستان پر از شوخی و جستوخیز کودکانه است و با صداپیشگی درخشان ستارگانش، کمدی هوشمندانهای ارائه میدهد که هم برای بزرگسالان و هم کودکان جذاب است.
۱۹. ربات وحشی (The Wild Robot)

- سال انتشار: ۲۰۲۵
- ژانر: انیمیشن / ماجراجویی
- مناسب برای: کودکان و بزرگسالان
- امتیاز راتن تومیتوز: ۸۹ از ۱۰۰
«ربات وحشی» اقتباسی موفق از کتابی محبوب است که توانسته هم مخاطب خردسال و هم بزرگسال را مجذوب کند. این انیمیشن میتواند انتخابی عالی برای تماشای خانوادگی یا دورهمیهای دوستانه باشد، چرا که هم قصهای پرهیجان دارد و هم پیامهای عاطفی و انسانی در دل خود دارد. رز، رباتی هوشمند و خودیادگیر است که پس از غرق شدن کشتی، بهطور غیرمنتظرهای در یک جزیره متروکه بیدار میشود. او باید یاد بگیرد چگونه در این محیط جدید زندگی کند و با حیوانات و موجودات جزیره کنار بیاید. هنگامی که با یک جوجهاردک تازه از تخم درآمده مواجه میشود، رز حس مسئولیت و مراقبت از آن را در خود پیدا میکند و سعی میکند مانند یک مادر از او محافظت کند.
با این حال، سایر ساکنان جزیره او را موجودی غریبه و خطرناک میدانند و از او فاصله میگیرند، که همین موضوع باعث شکلگیری چالشهای هیجانانگیز و لحظات عاطفی زیبایی در داستان میشود. این فیلم ترکیبی از ماجراجویی، دوستی و یادگیری همدلی است و پیام قدرتمندی درباره پذیرش تفاوتها به بیننده منتقل میکند و جایگاهش را در فهرست بهترین انیمیشن های جدید دنیا بهطور شایسته تثبیت کرده است.
۲۰. شهر اشباح (Spirited Away)

- سال انتشار: ۲۰۰۱
- کارگردان: هایائو میازاکی
- صداپیشگان: رومی هیراگی، ماری ناتسوکی، میو ایرینو، بونتا سوگاوارا
- امتیاز راتن تومیتوز: ۹۷ از ۱۰۰
«شهر اشباح» به عنوان بهترین انیمیشن های دنیا جواهری درخشان در کارنامهی هایائو میازاکی است که داستان سفر خیالی دختربچهای به نام چیهیرو را دنبال میکند؛ سفری پر از موجودات جادویی، حیوانات نفرینشده و جادوگران خبیث. فیلم ترکیبی از شگفتی و خطر است و داستانی مدرن و اخلاقی برای کودکان روایت میکند. شخصیتهایی مانند بیچهره، یوبابا و هاکو، همگی نقشهایی آموزشی و اخلاقی دارند و تجربهی عبور از مسیرهای عجیب و چالشبرانگیز را برای بیننده ملموس میکنند.
«شهر اشباح» با رنگها و طراحیهای پرجزئیات خود، نهایت توانایی استودیو جیبلی در قصهگویی و خلق دنیای جادویی را نشان میدهد. پایان فیلم نیز بازگشتی سالم و امن است، اما تجربهای درونی و تغییر یافته را در بیننده باقی میگذارد که آن را به تجربهای فراموشنشدنی تبدیل میکند.
۲۱.شگفتانگیزان (The Incredibles)

- سال انتشار: ۲۰۰۴
- کارگردان: برد برد
- بازیگران: کری کرازنسکی، هالی هانت، ساموئل ال. جکسون، جیسون لی، بابی مون، سارا وُولتر
قبل از اینکه فیلمهای بتمن و دنیای سینمایی مارول قهرمانها را تاریک کنند، پیکسار ابرقهرمانها را جذابتر، گرمتر و سرگرمکنندهتر ارائه داد. این انیمیشن داستان یک خانوادۀ پنج نفره با قدرتهای فوقالعاده را روایت میکند که باید در کنار زندگی روزمره، مأموریتهای خطرناک و هیجانانگیز خود را مدیریت کنند. هر شخصیت ویژگی منحصربهفردی دارد که به ترکیب هیجان و طنز فیلم کمک شگفتانگیزی کرده است و یکی از بهترین انیمیشن های تاثیر گذار نام برده می شود.
۲۲. شرک (Shrek)

- سال انتشار: ۲۰۰۱
- کارگردان: اندرو آدامسون، وی کی. اندرسون
- بازیگران: مایک مایرز، ادی مورفی، کامرون دیاز، جان لیتگو
این اثر یکی از بهترین انیمیشنهای تاریخ است که ماجرای غولی به نام شرک را روایت میکند که زندگی انفرادی و آرامی در باتلاق دارد. اما آرامش او با ورود گروهی از موجودات افسانهای که توسط لرد فارکاد آواره شدهاند، به هم میخورد. شرک در مسیر بازپسگیری خانه و آرامش خود با خر پرحرف و دوستداشتنی آشنا میشود و همراه با او ماجراهای خندهدار و هیجانانگیزی را تجربه میکند. این انیمیشن، ترکیبی از طنز، ماجراجویی و قلبی مهربانانه است که هم بزرگسالان و هم کودکان را سرگرم میکند.
۲۳. افسون (Encanto)

- سال انتشار: ۲۰۲۱
- کارگردان: بایرون هاوارد، جرد بوش
- بازیگران: استفانی بئاتریس، مارلن موریس، جان لاراکو، دیانا گوئرا
این انیمیشن داستان میرابل مادریگال را روایت میکند، عضوی از خانوادهای جادویی که هر یک از اعضایش نیروهای فوقالعادهای دارند، اما خودش هیچ قدرت خاصی ندارد. شمع معجزهآسا خانه و دهکده جادویی خانواده را ایجاد کرده است و هر عضو خانواده توانایی منحصر به فردی از کنترل آب و هوا گرفته تا شفا دادن با غذا و دیدن آینده دارد. وقتی کوچکترین پسر عموی میرابل آماده دریافت نیرویش میشود، میرابل متوجه شکافهایی در خانه جادویی میشود و مأمور نجات آن میگردد. این انیمیشن ترکیبی از ماجراجویی، موسیقی جذاب و ارزشهای خانوادگی است که هم برای کودکان و هم بزرگسالان لذتبخش است.
۲۴. زوتوپیا (Zootopia)

- سال انتشار: ۲۰۱۶
- کارگردان: بایرن هاوارد، ریچ مور
- بازیگران: جنیفر گودوین، جیسون بیتمن، ادی ایزارد
در شهری به نام زوتوپیا، حیوانات مختلف در کنار هم زندگی میکنند. جودی هاپس، خرگوش جوان و پرانرژی، اولین خرگوش پلیس شهر میشود و با روباه زیرک، نیک وایلد، متحد میشود تا معمایی بزرگ را حل کنند. این فیلم با نمادهای حیوانی، مسائلی چون نژادپرستی، تعصب و عدالت را به شیوهای قابلفهم و جذاب برای همهی سنین به تصویر میکشد.
۲۵. مری و مکس (Mary and Max)

- سال انتشار: ۲۰۰۹
- کارگردان: آدام الیوت
- بازیگران: تری موری، فیونا چپمن، فیلیپ سیمور هافمن
این انیمیشن داستان دوستی غیرمنتظره میان دختر بچهای هشت ساله، مری، در استرالیا و مرد میانسالی به نام مکس در نیویورک را روایت میکند. نامهنگاری آنها به تدریج تبدیل به دوستی عمیق میشود و داستان به مسائل مهمی مثل تنهایی، بیماریهای روانی و جستجوی معنا در زندگی میپردازد. «مری و مکس» با لحن ملانکولیک و دلگرمکننده، اثری است که تا مدتها در ذهن و قلب مخاطب میماند.
۲۶. عصر یخبندان (Ice Age)

- سال انتشار: ۲۰۰۲
- کارگردان: کریس ویدون، کارلوس سالدانها
- بازیگران: ری فیلدز، دنیا موریس، دنیس لف، کریس ویدون
این انیمیشن داستان دوران یخبندان را روایت میکند، زمانی که یخچالها بیشتر زمین را پوشاندهاند و حیوانات برای فرار از سرما به جنوب مهاجرت میکنند. ماموت پشمالو، مندی، همراه با یک تنبل بامزه به نام سید، به سمت شمال حرکت میکنند. همزمان، ببرها به رهبری سوتو در پی گرفتن نوزادی هستند که توسط مادرش نجات داده میشود و به دست مندی سپرده میشود. در طول داستان، ماجراهای خندهدار، خطرناک و مهیج میان شخصیتها شکل میگیرد و «عصر یخبندان» یکی از بهترین انیمیشنهای ماجراجویی برای تمامی سنین است.
جمعبندی و نکات مهم
موارد معرفیشده در لیست بهترین انیمیشن های دنیا، طوری انتخاب شدهاند که هر سلیقهای را در نشریه ایماژ راضی کنند؛ چه دنبال ماجراجویی و هیجان باشید، چه قصههای احساسی و فلسفی. حتی اگر برخی از این آثار را قبلاً دیده باشید، باز هم تماشای مجدد آنها تجربهای دلنشین و پرخاطره خواهد بود. برای خانوادهها، بهویژه کودکان، گزینههای جذابی در این مجموعه وجود دارد که میتوانند ساعتها سرگرمشان کنند. اکثر این فیلمها جزو بهترین انیمیشنهای دنیا هستند و همواره بین مخاطبان محبوبیت بالایی دارند.
سوالات متداول
آیا انیمهها مناسب کودکان هستند؟
اکثر انیمهها برای مخاطب بزرگسال طراحی شدهاند و گاهی مضامینی دارند که ممکن است برای کودکان مناسب نباشد. برای کودکان، انیمیشنهای آمریکایی یا اروپایی اغلب انتخاب بهتری هستند.
قدیمیترین فیلم انیمیشن دیزنی کدام است؟
«سفیدبرفی و هفت کوتوله» (Snow White and the Seven Dwarfs) در سال ۱۹۳۷ ساخته شد و به عنوان اولین فیلم بلند انیمیشن دیزنی شناخته میشود.
منابع




دیدگاه
نظر بدهید