نقد و بررسی فیلم مرد نجواگر (The Whisper Man) | قاتلی که بیشتر از آنکه بترساند، نجوا میکند
در دورهای که سریالهای جنایی و پروندههای قاتلان زنجیرهای تقریباً به یکی از ثابتترین بخشهای سرویسهای استریم تبدیل شدهاند، ساخت یک تریلر جنایی که واقعاً بتواند مخاطب را غافلگیر کند کار سادهای نیست. The Whisper Man با این حال تلاش میکند به دورهای برگردد که تریلرهای قاتل زنجیرهای بخش مهمی از سینمای جریان اصلی بودند؛ دورهای که فیلمهایی مانند Se7en، The Silence of the Lambs و The Bone Collector الگوی محبوب این ژانر بودند. فیلم جدید نتفلیکس به کارگردانی جیمز اشکرافت و با بازی رابرت دنیرو، آدام اسکات، میشل موناهن و مایکل کیتون، اقتباسی از رمان پرفروش الکس نورث است. داستان درباره پدری است که بعد از ربوده شدن پسر هشتسالهاش، مجبور میشود سراغ پدر خودش برود؛ کارآگاه بازنشستهای که سالها قبل پرونده قاتلی زنجیرهای به نام «مرد نجواگر» را حل کرده بود. اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که پرونده قتلها تنها چیزی نیست که این پدر و پسر را به یکدیگر وصل میکند. در نقد و بررسی فیلم The Whisper Man با تریلری روبهرو هستیم که ایدههای جذابی درباره فقدان، رابطه والد و فرزند، گناه و ترس دارد، اما در اجرای بخشهایی از این ایدهها میان یک درام خانوادگی و یک فیلم جنایی کلاسیک سرگردان میماند.
هشدار: این مطلب بخشهایی از داستان فیلم The Whisper Man را فاش میکند.
داستان فیلم The Whisper Man؛ وقتی گذشته دوباره سراغ کودکان میآید

تام کندی، با بازی آدام اسکات، نویسنده رمانهای جنایی است که بعد از مرگ همسرش، همراه پسر هشتسالهاش جیک به شهر زادگاهش برمیگردد. تام تلاش میکند زندگی تازهای برای خودش و پسرش بسازد، اما جیک شرایط روحی سادهای ندارد. او هنوز با فقدان مادرش کنار نیامده و از یک دوست خیالی حرف میزند؛ دختری با یک پلیور آبی که ظاهراً فقط جیک میتواند او را ببیند. همزمان، پلیس شهر درگیر پرونده ناپدید شدن یک کودک است. کارآگاه آماندا بک، با بازی میشل موناهن، متوجه شباهتهایی میان پرونده جدید و قتلهایی میشود که حدود دو دهه قبل توسط قاتلی معروف به The Whisper Man انجام شده بود. مردی که کودکان را میربود، با آنها صحبت میکرد و در نهایت آنها را به قتل میرساند. قاتل سالهاست در زندان است. اما اگر او دیگر بیرون نیست، چه کسی دارد روش او را تکرار میکند؟ ماجرا زمانی شخصی میشود که جیک، پسر تام، ربوده میشود. تام برای پیدا کردن پسرش چارهای جز مراجعه به پدر جداافتادهاش ندارد؛ پیت ویلیس، کارآگاه بازنشستهای که سالها قبل مرد نجواگر را دستگیر کرده بود. و درست از همینجا، داستان جنایی فیلم با یک درام خانوادگی گره میخورد.
مطالعه بیشتر: بهترین فیلم های جنایی قرن 21 که قاتلهایشان را دوست دارید!
نقد فیلم مرد نجواگر (The Whisper Man)؛ تریلر جنایی یا داستانی درباره پدرها؟

جذابترین بخش فیلم شاید چیزی نباشد که در عنوانش میبینیم. در ظاهر، The Whisper Man درباره یک قاتل زنجیرهای است. اما در لایه زیرین، فیلم بیشتر درباره رابطه میان پدر و پسر حرف میزند. تام پدری است که همسرش را از دست داده و حالا باید به تنهایی از فرزندش مراقبت کند. پیت نیز پدری است که سالها قبل در زندگی تام حضور نداشته و حالا مجبور شده برای نجات نوهای که تقریباً نمیشناسد، دوباره وارد زندگی پسرش شود. بنابراین ربوده شدن جیک فقط یک اتفاق جنایی نیست. این اتفاق تبدیل میشود به فرصتی برای رویارویی دو نسلی که سالها از یکدیگر فاصله داشتهاند.
فیلم میخواهد بگوید بعضی زخمهای خانوادگی حتی بعد از گذشت سالها بسته نمیشوند. کافی است حادثهای دوباره آنها را باز کند. این بخش از داستان از نظر مفهومی جذاب است و Los Angeles Times نیز تأکید میکند که لایه احساسی مربوط به پیوندهای خانوادگی، فیلم را از یک تریلر معمولی قاتل زنجیرهای فراتر میبرد. مشکل اینجاست که فیلم همیشه نمیتواند این ایده را به اندازه کافی عمیق کند.
رابرت دنیرو در نقش پیت ویلیس یکی از مهمترین برگهای تبلیغاتی فیلم است. پیت کارآگاه بازنشستهای است که سالها قبل پرونده مرد نجواگر را حل کرده، اما هنوز یک سؤال در ذهنش باقی مانده است: آیا قاتل واقعاً به تنهایی کار میکرد؟ این سؤال باعث میشود پرونده قدیمی دوباره برای او زنده شود. دنیرو در اینجا نقش یک کارآگاه خسته و سالخورده را بازی میکند؛ مردی که هم با گذشته حرفهای خودش درگیر است و هم با رابطه خرابشدهاش با پسرش.
اما فیلم فرصت چندانی برای تبدیل پیت به شخصیتی کاملاً پیچیده پیدا نمیکند. در نتیجه، بخش مهمی از وزن نقش روی سابقه خود دنیرو بهعنوان بازیگر قرار میگیرد. نیویورک تایمز نیز به محدود بودن دامنه شخصیتی نقش او اشاره کرده، هرچند اجرای دنیرو را متعهدانه میداند. در واقع، یکی از پرسشهای جالب درباره The Whisper Man این است که چرا فیلمی با چنین بازیگرانی، شخصیتهایی تا این اندازه آشنا در اختیار آنها قرار داده است.
مطالعه بیشتر: معرفی بهترین سریال های جنایی جهان + 10 مورد

آدام اسکات در نقش تام کندی، شاید غیرمنتظرهترین انتخاب فیلم باشد. اسکات بیشتر به خاطر نقشهای کمدی و درامهای تلویزیونی شناخته میشود، اما اینجا باید مردی را بازی کند که همسرش را از دست داده، با الکل دستوپنجه نرم میکند و حالا فرزندش نیز ربوده شده است. تام باید همزمان پدر، قربانی و قهرمان داستان باشد. فیلم در بعضی لحظات موفق میشود اضطراب او را منتقل کند، مخصوصاً زمانی که ترس از دست دادن جیک بر تمام تصمیمهایش سایه میاندازد.
اما مشکل شخصیت تام این است که فیلمنامه گاهی او را به مجموعهای از کلیشههای تریلرهای جنایی تبدیل میکند: پدر خشمگین، مرد سوگوار، الکل، تصمیمهای عجولانه و ورود مستقیم به دل پرونده. راجر ایبرت نیز معتقد است اسکات در بخشهایی مجبور شده با بازی خود کمبود عمق فیلمنامه را جبران کند. این همان جایی است که تفاوت میان «بازی خوب» و «شخصیت خوب نوشتهشده» خودش را نشان میدهد. اسکات تلاش میکند تام را انسانی واقعی نشان دهد، اما همیشه چیزی برای کار کردن در اختیارش نیست.

عنوان The Whisper Man وعده یک قاتل زنجیرهای فراموشنشدنی را میدهد. حتی افسانهای که فیلم برای او ساخته، جذاب است. قاتلی که کودکان را میرباید و با آنها حرف میزند، برایشان زمزمه میکند و بعد آنها را به قتل میرساند. این ایده ظرفیت زیادی برای ایجاد وحشت روانشناختی دارد. اما فیلم کمتر از این ظرفیت استفاده میکند. مرد نجواگر بیشتر به عنوان یک اسطوره جنایی عمل میکند تا شخصیتی واقعاً ترسناک که حضورش در تمام فیلم احساس شود. مشکل دیگر این است که مخاطب امروزی با انبوهی از داستانهای قاتلان زنجیرهای مواجه شده است. بنابراین صرف داشتن یک قاتل مرموز و یک شعر کودکانه ترسناک دیگر کافی نیست.
برای ترساندن مخاطب باید چیزی بیشتر وجود داشته باشد. یا قاتل باید غیرقابل پیشبینی باشد. یا انگیزهاش پیچیده باشد. یا روش جنایتش واقعاً منحصربهفرد باشد. The Whisper Man در هیچکدام از این زمینهها کاملاً موفق نیست. What’s on Netflix نیز یکی از انتقادهای اصلی خود را دقیقاً به همین موضوع اختصاص داده و معتقد است فیلم با وجود بازیگران و عوامل قدرتمند، به اندازه کافی حس ترس و تنش ایجاد نمیکند.
یکی از جذابترین انتخابهای فیلم، حضور مایکل کیتون در نقش فرانک، قاتل زنجیرهای زندانی، است. فرانک همان قاتلی است که سالها قبل پیت او را دستگیر کرده و حالا در زندان به سر میبرد. اما حضور او فقط برای یادآوری گذشته نیست. وقتی شخصیتهای اصلی برای پیدا کردن سرنخ سراغ فرانک میروند، فیلم برای مدتی کوتاه حالوهوای تریلرهای کلاسیک روانشناختی را پیدا میکند. فرانک همان نوع مجرمی است که اطلاعات را بهسادگی در اختیار پلیس نمیگذارد. او میداند چیزی که دیگران میخواهند، قدرت است. کیتون نیز با حضور نسبتاً کوتاهش انرژی متفاوتی وارد فیلم میکند. در واقع، یکی از مشکلات The Whisper Man این است که بعضی از شخصیتهای فرعی در چند دقیقه حضور، جذابتر از شخصیتهای اصلی به نظر میرسند.
مطالعه بیشتر: بهترین مینی سریال های جنایی + 23 مورد از محبوبها
تحلیل فیلم مردنجواگر (The Whisper Man)؛ بازگشت به تریلرهای دهه ۹۰

اگر قرار باشد یک ویژگی مشخص برای The Whisper Man پیدا کنیم، آن علاقه شدیدش به تریلرهای جنایی دهه ۹۰ است. فیلم کاملاً به دوران Se7en، The Silence of the Lambs، Kiss the Girls و The Bone Collector نگاه میکند. قاتل مرموز، کودک ربودهشده، کارآگاه بازنشسته، مجرم زندانی که سرنخ میدهد، خانههای تاریک، جنگلهای مهآلود، اتاقهای زیرزمینی و البته یک شعر کودکانه که قرار است پوست مخاطب را مورمور کند. این عناصر عمداً آشنا هستند. حتی برخی منتقدان، همین ویژگی را نقطه قوت فیلم دانستهاند. TheWrap فیلم را یک تریلر نوستالژیک و بازگشتی به سینمای جنایی دهه ۹۰ میداند و San Francisco Chronicle نیز از همین حس بازگشت به تریلرهای کلاسیک استقبال کرده است. بنابراین شاید مسئله اصلی این نباشد که فیلم کلیشه دارد. مسئله این است که با این کلیشهها چه کار میکند. The Whisper Man اغلب آنها را بازسازی میکند، نه اینکه واقعاً تغییرشان دهد.

مشکل اصلی فیلم را میتوان در یک کلمه خلاصه کرد: پیشبینیپذیری. The Whisper Man بارها تلاش میکند مخاطب را به سمت یک غافلگیری هدایت کند، اما بسیاری از مسیرهای داستانی زودتر از موعد قابل حدس هستند. این مسئله در فیلمی که بخش مهمی از جذابیتش به معما و کشف حقیقت وابسته است، اهمیت زیادی دارد. وقتی مخاطب چند قدم جلوتر از شخصیتها حرکت کند، تعلیق بهتدریج از بین میرود. راجر ایبرت فیلم را به دلیل کمبود غافلگیری، عمق شخصیتی و انسجام روایی مورد انتقاد قرار داده است.
The Guardian نیز معتقد است فیلم با وجود مجموعهای از عناصر آشنای ژانر، در پرده پایانی نمیتواند تعلیق و غافلگیری کافی ایجاد کند. از طرف دیگر، همین قابلپیشبینی بودن برای برخی مخاطبان ممکن است چندان آزاردهنده نباشد؛ چون فیلم اساساً تلاش میکند یک تجربه آشنای تریلر جنایی دهه ۹۰ را بازسازی کند. پس مسئله تا حد زیادی به انتظار مخاطب برمیگردد. اگر دنبال یک تریلر کلاسیک و سرراست باشید، فیلم قابلقبولتر است. اگر انتظار داشته باشید با یک اثر واقعاً تازه در ژانر قاتل زنجیرهای روبهرو شوید، احتمالاً ناامید خواهید شد.

با وجود عنوان فیلم و فضای تاریک آن، The Whisper Man بیشتر یک تریلر جنایی است تا یک فیلم ترسناک. ترس فیلم بیشتر از جنس انتظار است. منتظر هستیم ببینیم جیک کجاست. منتظر هستیم بفهمیم قاتل چه کسی است. منتظر هستیم رابطه میان مرد نجواگر و پرونده جدید روشن شود. اما فیلم کمتر موفق میشود یک وحشت ماندگار ایجاد کند. حتی عناصر فراطبیعی داستان، از جمله دوست خیالی جیک، بیشتر در خدمت ایجاد ابهام قرار دارند تا ساختن وحشت. این موضوع باعث میشود فیلم در مرز میان Crime Thriller و Psychological Thriller باقی بماند و هیچکدام را به شکل کامل به مقصد نرساند.
بررسی فیلم مردنجواگر (The Whisper Man) ؛ بهترین ایدهای که فیلم کاملش نمیکند

شاید بهترین بخش The Whisper Man همان چیزی باشد که در ابتدا کماهمیتتر به نظر میرسد: رابطه تام و پیت. پدر و پسری که سالها با هم حرف نزدهاند، حالا به دلیل ربوده شدن یک کودک مجبورند کنار یکدیگر قرار بگیرند. تام پدر بودن را تازه در شرایطی تجربه میکند که خودش هنوز از فقدان مادر جیک ضربه خورده است. پیت نیز حالا باید با پدری بودن خودش روبهرو شود؛ چیزی که سالها از آن فرار کرده است. این دو مرد در حقیقت دو نسل از یک خانوادهاند که هر دو در مواجهه با مفهوم فقدان مشکل دارند. یکی همسرش را از دست داده. دیگری رابطهاش با پسرش را. و حالا هر دو در تلاشاند یک کودک را پس بگیرند. Los Angeles Times نیز همین لایه خانوادگی را یکی از عواملی میداند که به فیلم چیزی فراتر از یک داستان قاتل زنجیرهای میدهد. اگر فیلمنامه بیشتر روی همین رابطه تمرکز میکرد، The Whisper Man احتمالاً میتوانست از یک تریلر معمولی فراتر برود.

پرده پایانی فیلم جایی است که ضعفهای فیلمنامه بیشتر خودشان را نشان میدهند. فیلم تلاش میکند تمام سرنخهایی را که قبلاً کاشته به یکدیگر وصل کند و در نهایت به نقطه اوج برسد. اما چند اتفاق بیش از آنکه نتیجه طبیعی داستان باشند، شبیه راههایی برای رساندن شخصیتها به پایان به نظر میرسند. تعقیب نهایی نیز آن انرژی لازم را ندارد و بعضی از منتقدان به ضعف میزانسن و طراحی این بخش اشاره کردهاند. در نهایت، The Whisper Man بیشتر از آنکه با یک پایان تکاندهنده تمام شود، تلاش میکند یک گره خانوادگی را نیز ببندد. این انتخاب میتوانست جذاب باشد، اگر فیلم در طول مسیر زمان بیشتری برای ساختن رابطه پدر و پسر اختصاص داده بود.
The Whisper Man فیلم بدی نیست چون ایده بدی دارد. اتفاقاً مشکل دقیقاً برعکس است. فیلم ایدههای خوبی دارد، بازیگران بسیار خوبی دارد و از یک رمان پرفروش اقتباس شده است، اما در بسیاری از لحظات نمیتواند از ظرفیت این مواد اولیه استفاده کند. اگر به تریلرهای جنایی دهه ۹۰ علاقه دارید و فیلمهایی مثل The Bone Collector، Kiss the Girls و Se7en را دوست دارید، احتمالاً فضای The Whisper Man برایتان آشنا و قابلقبول خواهد بود. اما اگر دنبال یک فیلم قاتل زنجیرهای واقعاً تازه، پیچیده و ترسناک هستید، این اثر احتمالاً چیز زیادی برای غافلگیر کردن شما ندارد. نقطه مثبت فیلم، ترکیب بازیگران و فضای نوستالژیک آن است. نقطه ضعفش نیز دقیقاً همینجاست: نوستالژی بدون بازآفرینی خلاقانه خیلی زود تبدیل به تکرار میشود. The Whisper Man میخواهد به دوران طلایی تریلرهای جنایی برگردد، اما بیشتر شبیه کسی است که آلبوم قدیمی عکسها را ورق میزند تا فیلمسازی که واقعاً میخواهد عکس تازهای به آن آلبوم اضافه کند.
جمع بندی فیلم مردنجواگر (The Whisper Man)
The Whisper Man یک تریلر جنایی با حالوهوای آثار دهه ۹۰ است که داستان ربوده شدن یک کودک را به پرونده یک قاتل زنجیرهای قدیمی و رابطه خرابشده میان یک پدر و پسر گره میزند. بازی آدام اسکات، رابرت دنیرو و میشل موناهن به فیلم اعتبار میدهد و حضور کوتاه مایکل کیتون نیز از بخشهای جذاب آن است. فیلم همچنین در ایجاد فضای تاریک و نوستالژیک تریلرهای جنایی کلاسیک موفق عمل میکند. با این حال، ضعف فیلمنامه، شخصیتپردازی محدود، غافلگیریهای کم و تعلیق نهچندان قدرتمند باعث میشود The Whisper Man نتواند به سطح آثاری که از آنها الهام گرفته برسد. در نهایت، The Whisper Man بیشتر یک تریلر جنایی قابلتماشا است تا یک اثر ماندگار در ژانر قاتلان زنجیرهای؛ فیلمی که صدای یک دوره قدیمی از سینما را دوباره پخش میکند، اما هنوز نتوانسته صدای منحصربهفرد خودش را پیدا کند. نشریه ایماژ در حوزه معرفی و نقد بهترین فیلم و سریال های روز دنیا میتواند یکی از گزینههای شما باشد.




دیدگاه
نظر بدهید