نقد فیلم قرمز؛ تصویری نو از زن ایرانی در سینمای پس از انقلاب
فیلم «قرمز» فریدون جیرانی، فراتر از یک ملودرام جنایی، آینهای بود تمامقد از جامعهی ایران در دهه ۷۰. این فیلم در دورانی ساخته شد که بحثهای پیرامون حقوق زنان و جایگاه آنها در جامعه، به یکی از مهمترین موضوعات اجتماعی تبدیل شده بود. جیرانی با خلق شخصیت هستی مشرقی، زنی عصیانگر و مطالبهگر، به چالش کشیدن تصویری سنتی و مطیع از زنان را در دستور کار قرار داد. این تصویر در تضاد آشکار با زنانی بود که در بسیاری از فیلمهای دهه ۶۰، به عنوان موجوداتی مطیع و فداکار به تصویر کشیده میشدند. قرمز، با روایتی جسورانه و پرداختن به موضوعاتی همچون خشونت خانگی و نابرابری جنسیتی، به یکی از پرحاشیهترین فیلمهای دهه ۷۰ تبدیل شد. حتی نحوهی پوشش هدیه تهرانی در این فیلم، به عنوان نمادی از این عصیانگری تلقی میشد. به همین دلیل، قرمز نه تنها یک اثر هنری، بلکه یک سند اجتماعی از دوران گذار ایران محسوب میشود. این فیلم با وجود برخی انتقادات، توانست جایگاه خود را در تاریخ سینمای ایران تثبیت کند و به عنوان یکی از نمادهای سینمای اجتماعی ایران شناخته شود. در ادامه قرار است به سراغ نقد فیلم قرمز برویم پس همراه نشریه ایماژ باشید.
بازیگران و عوامل فیلم قرمز
فیلم قرمز را این تیم ساختهاند؛ کارگردان و فیلمنامهنویس: فریدون جیرانی، مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری،تدوین: روحالله امامی، موسیقی متن: بابک بیات، بازیگران: هدیه تهرانی، محمدرضا فروتن، شهره سلطانی، کمند امیرسلیمانی، سعید پیردوست، تهیهکنندگان: حبیب اسماعیلی و سید غلامرضا موسوی
تریلر فیلم قرمز
برای تماشای تریلر فیلم قرمز روی ویدوی زیر کلیک کنید:
در ادامه قرار است به سراغ نقد فیلم قرمز برویم که یکی از بهترین فیلمهای ایرانی بر اساس انتخاب مردم است.
مطالعه بیشتر: بررسی لیست بهترین فیلم های ایرانی از نگاه مردم
خلاصه داستان و اهمیت فیلم قرمز
در نقد فیلم قرمز باید بگوییم که فیلم قرمز داستان زندگی هستی مشرقی، زنی است که پس از از دست دادن همسر اولش با مرد جوانی به نام ناصر ازدواج میکند. اما زندگی مشترک آنها با خشونتهای ناشی از سوءظن شدید ناصر همراه میشود. هستی که برای حفظ آرامش خانواده از کارش دست میکشد، باز هم شاهد ادامه این خشونتها است. او که دیگر طاقت ندارد، تصمیم میگیرد برای رهایی از این زندگی جهنمی به دادگاه پناه ببرد. قرمز به عنوان یکی از جنجالیترین فیلمهای سینمای ایران در دهه هفتاد، به موضوع خشونت خانگی و جایگاه زن در جامعه میپردازد. این فیلم که در جشنواره فجر مورد توجه قرار گرفت و جوایز متعددی را از آن خود کرد، به واسطه بازیهای درخشان هدیه تهرانی و محمدرضا فروتن و همچنین موسیقی ماندگار بابک بیات، همچنان یکی از آثار شاخص سینمای ایران محسوب میشود. قرمز نه تنها به عنوان یک فیلم داستانی، بلکه به عنوان یک سند اجتماعی از آن دوران نیز یاد میشود.
فیلم سینمایی «قرمز» به کارگردانی فریدون جیرانی در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۳۷۸ روی پرده سینماها رفت و به سرعت به پدیدهای سینمایی بدل شد. رقابت تنگاتنگی میان «قرمز» و فیلم دیگر سنتشکن آن سال، «دو زن» به کارگردانی تهمینه میلانی، بر سر تصاحب گیشه شکل گرفت. در نهایت این «قرمز» بود که با اختلاف اندکی نسبت به رقیب خود و با فروش بیش از ۳ میلیون بلیت، عنوان پرفروشترین فیلم سال را از آن خود کرد. اما نکته قابل تامل اینجاست که استقبال منتقدان و تماشاگران جشنواره فیلم فجر از «قرمز» به اندازهای که انتظار میرفت، نبود.
این فیلم در نظرسنجی ماهنامه فیلم از منتقدان، به رتبهای بهتر از هشتم دست نیافت و در نظرسنجی تماشاگران نیز در میان ۱۷ فیلم بخش مسابقه، در رتبه دهم قرار گرفت. این در حالی است که محمدرضا فروتن، بازیگر نقش اصلی مرد فیلم، موفق شد جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره را از آن خود کند. این تناقض میان موفقیت تجاری و استقبال کم منتقدان و تماشاگران جشنواره، یکی از نکات جالب توجه در تاریخ سینمای ایران است. همچنین این فیلم در سایت IMDb نمره ۶.۴ را کسب کرده است.
مطالعه بیشتر: بررسی و نقد سریال زخم کاری ۳
نقد فیلم قرمز؛ بازتابی از سینمای کلاسیک ایران
- کارگردان: فریدون جیرانی
- بازیگران: محمدرضا فروتن، هدیه تهرانی
- سال انتشار: ۱۳۷۷
در نقد فیلم قرمز باید بگوییم که فیلم «قرمز» که در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، با استقبال منتقدانی روبرو شد که شباهتهای آن را با آثار شاخص سینمای کلاسیک ایران، به ویژه فیلمهای ساموئل خاچیکیان، مورد توجه قرار دادند. این فیلم، با بهرهگیری از عناصر ژانر جنایی و فضای خاص آثار خاچیکیان، یادآور سینمای دهه چهل ایران است. با این حال، «قرمز» صرفاً یک بازتولید ساده از سینمای گذشته نیست، بلکه با روایتی دقیق و سنجیده، به ویژه در سکانسهای ابتدایی، توانسته است به اثری تأثیرگذار تبدیل شود. استفاده هوشمندانه از قاببندی و نماهای دو نفره و انفرادی در سکانس دادگاه، نشان از تسلط کارگردان بر زبان سینما و توانایی او در انتقال مفاهیم پیچیده به مخاطب دارد.
احمد طالبینژاد (ماهنامه فیلم، اسفند ۷۷): «قرمز یک ویژگی مهم دارد و آن عنصر تحقیق است. فیلمنامه نشان میدهد که جیرانی درباره موضوع و زمینههای قضایی آن تحقیق مفصلی کرده و به همین دلیل یک قصه جعلی را بهعنوان داستانی قابلباور در تهران امروز جلوه داده است»
در نقد فیلم قرمز باید بگوییم که در همان شماره، احمد طالبینژاد ضمن اشاره به شباهتهای بصری فیلم «قرمز» به آثار خاچیکیان، از تحقیق گسترده جیرانی در این پروژه تمجید کرد. طالبینژاد با تأکید بر شیفتگی جیرانی به سینمای خاچیکیان و فیلمهای هندی، «قرمز» را اثری متفاوت توصیف کرد که فراتر از تأثیرات بصری است. به گفته او، تحقیق دقیق جیرانی در زمینههای قضایی و اجتماعی، به این فیلم جنایی اجازه داده تا داستانی ساختگی را به گونهای باورپذیر و مرتبط با تهران امروز ارائه دهد. این عنصر تحقیق، «قرمز» را به یکی از معدود فیلمهای خوب و قابلتامل سینمای جنایی ایران تبدیل کرده است.
جواد طوسی، برخلاف طالبینژاد، دیدگاهی کاملا متفاوت نسبت به فیلم جیرانی داشت. او معتقد بود که مشکل اصلی فیلم، سطحینگری آن است. طوسی با اشاره به دغدغههای اجتماعی همیشگی جیرانی، بیان میکند که کارگردان در این فیلم نتوانسته از سطح رویدادهای روزمره فراتر رفته و به عمق شخصیتها و مسائل اجتماعی بپردازد. به نظر طوسی، فیلم تنها به روایت یک خبر کوتاه از صفحه حوادث بسنده کرده و از بررسی دقیقتر وضعیت اجتماعی و روانی زوج جوان غافل مانده است.
در حالی که طالبینژاد از جنبههای فنی فیلم تمجید میکرد، جواد طوسی به ساختار کلی فیلم انتقاد داشت. او با مقایسه این فیلم با “صعود”، فیلم قبلی جیرانی، به این نکته اشاره میکند که با وجود پیشرفت فنی در این فیلم، عمق و پیچیدگی شخصیتها و روایت کاهش یافته است. طوسی معتقد است که جیرانی در این فیلم نتوانسته به اندازه فیلم قبلی خود به مضامین اجتماعی بپردازد و فیلم به جای پرداختن به مسائل عمیقتر، به روایتی سطحی از یک اتفاق روزمره بسنده کرده است. جواد طوسی در نقد خود بر فیلم جیرانی، به عدم پرداختن کافی به شخصیتپردازی و مسائل اجتماعی انتقاد میکند. او معتقد است که فیلم به جای پرداختن به پیچیدگیهای روانی و اجتماعی زوج جوان، به روایتی سطحی از یک اتفاق روزمره بسنده کرده است. طوسی با اشاره به اینکه جیرانی در آثار قبلی خود به مسائل اجتماعی پرداخته است، بیان میکند که در این فیلم، کارگردان نتوانسته از سطح یک خبر کوتاه صفحه حوادث فراتر رفته و به بررسی عمیقتر وضعیت اجتماعی و روانی شخصیتها بپردازد.
تحلیل فیلم قرمز؛ جنبههای اجتماعی اثر
در نقد فیلم قرمز باید بگوییم که فیلم قرمز به رغم پتانسیل بالای خود برای ایجاد گفتگو دربارهی مسائل زنان، در زمان اکران چندان مورد توجه منتقدین قرار نگرفت. از جمله معدود نقدهایی که به این فیلم نوشته شد، مقالهای از آنتونیا شرکا در ماهنامه فیلم بود. شرکا، که پیشتر نیز به بررسی آثار سینمایی از منظر اجتماعی و فمینیستی پرداخته بود، در این نقد نیز به دنبال یافتن روایتهای زنانه در فیلم قرمز بود. او ضمن تاکید بر اهمیت وجود فیلمهایی با چنین مضمونی، به این نکته اشاره کرد که روایتهای زنانه نباید به کلیشههای رایج و سادهانگارانه متوسل شوند. شرکا با مقایسهی فیلم قرمز با فیلمهای دیگری همچون “بانوی اردیبهشت”، نشان میدهد که روایتهای زنانه میتوانند بدون تکیه بر کلیشههای خشونت و ستمگری، به پیچیدگیها و دغدغههای زنان بپردازند.
آنتونیا شرکا (ماهنامه فیلم، آذر ۷۸): «زن در فیلم قرمز… به مفهوم واقعی کلمه یک ابزار است. در پس چهره یخزده هدیه تهرانی چه میبینیم جز وسیلهای در دست فیلمنامهنویس/ فیلمساز برای پرورش موضوع هیجانانگیز فیلم؟ حقیقتا هستی فاقد خصایص انسانی است»
در نقدی بر فیلم قرمز، نویسنده با تمرکز بر شخصیت اصلی زن، به تحلیل نقش و جایگاه او در روایت پرداخته است. او معتقد است که زن در این فیلم بیش از آنکه یک شخصیت مستقل و دارای عمق باشد، به عنوان ابزاری برای پیشبرد داستان و خلق موقعیتهای هیجانانگیز به کار گرفته شده است. نویسنده با طرح پرسشهایی پیرامون انگیزههای زن برای ازدواج با مردی خشن و متناقضالطب، به ابهامات موجود در شخصیتپردازی او اشاره میکند و این پرسش را مطرح میسازد که آیا میتوان این زن را موجودی فاقد خصایص انسانی دانست یا دلایل دیگری برای انتخابهای او وجود دارد؟ در نهایت، نویسنده با تأکید بر نقش زن به عنوان یک وسیله در دست فیلمساز، به نقد کلیشههای جنسیتی موجود در فیلم میپردازد.
در فیلم، شخصیت دخترک به ابزاری برای پیشبرد داستان تبدیل شده است. او حتی در اوج بحران نیز عاطفه خاصی بروز نمیدهد. این در حالی است که در بسیاری از آثار سینمایی، کودکان به عنوان محرکی برای تغییر و تحول در روابط خانوادگی ایفای نقش میکنند. به نظر میرسد سازندگان فیلمهای جدیتر خانوادگی، به جای استفاده ابزاری از کودکان، باید به عمق روان و تأثیرات روانی چنین رویدادهایی بر آنها توجه بیشتری داشته باشند.
فیلم قرمز فریدون جیرانی در دوران پس از انقلاب، با تصویرگری جسورانه یک زن مدرن و مستقل، به چالش کشیدن کلیشههای رایج در سینمای آن زمان پرداخت. این فیلم که در اوج بحثهای مربوط به حقوق زنان در دهه ۷۰ ساخته شد، به نوعی آینه تمامقد جامعه آن دوران بود. هستی مشرقی، شخصیت اصلی فیلم، با عصیانگری خود در برابر قیدوبندهای سنتی، به نمادی برای زنان خواهان استقلال تبدیل شد. قرمز با ایجاد موجی از واکنشها، جایگاه ویژهای در تاریخ سینمای ایران پیدا کرد و به عنوان یکی از اولین تلاشها برای به تصویر کشیدن زنان به دور از کلیشههای مادرانه یا منفی، شناخته میشود.
نقد و بررسی فیلم قرمز از نظر محتوایی
در نقد فیلم قرمز باید بگوییم که در جریان تحولات سینمای ایران، نقش افسونگر دستخوش تغییرات اساسی شد. این موجود اسطورهای که در سینما پیش از انقلاب نمادی از اهریمنی بود، در دوران اصلاحات با رویکردی نو و اجتماعی وارد صحنه شد. افسونگر جدید نه شیطانی بود و نه صرفاً ابزاری در دست مردان، بلکه زنی مستقل بود که برای دفاع از حقوق خود و سایر زنان با قدرت و زیرکی مبارزه میکرد. او گاه با بهرهگیری از زنانگیاش مردان زورگو را به چالش میکشید و گاه نیز به عنوان قربانی جامعهای بیمار، همدلی مخاطب را برمیانگیخت. فیلم «قرمز» یکی از آثاری است که به خوبی این تحول را نشان میدهد و در کنار فیلمهایی چون «نرگس»، «شوکران»، «آبی» و «دنیا» به عنوان نماد این جریان سینمایی شناخته میشود.
با آغاز دوران اصلاحات، نقش افسونگر در سینمای ایران از کلیشهای یکسویه رها شد و به شخصیتهای چندوجهی و پیچیدهای تبدیل شد. این زن که در گذشته تنها به عنوان یک تهدید یا ابزار نمایش داده میشد، حالا به نمادی از قدرت، استقلال و مبارزه تبدیل شده بود. در برخی فیلمها، او زنی زیرک و باهوش بود که با استفاده از زنانگیاش به اهدافش میرسید و در برخی دیگر، قربانی جامعهای نابسامان بود که به دنبال راهی برای رهایی میگشت. فیلم «قرمز» به عنوان یکی از نمونههای بارز این تحول، به همراه آثاری چون «نرگس»، «شوکران»، «آبی» و «دنیا»، تصویری متفاوت و جذاب از افسونگر در سینمای ایران ارائه داد.
بهزاد عشقی (کتاب کهنالگوهای سینمای ایران): «هدیه تهرانی در فیلم قرمز، فریبکار نیست و نمیخواهد کسی را بفریبد، برای هیچ مردی دامگستری نمیکند و هیچ خانوادهای را به ویرانی نمیکشاند، اما در عین حال شکننده و فرمانبر نیست و زیر بار زور نمیرود»
اگر به بررسی و تحلیل فیلم و سریالهایی با ژانر جنایی علاقه دارید، بهتر است تا با بهترین فیلم های جنایی قرن ۲۱ آشنا شوید.
پایانبندی
فریدون جیرانی، پیشرو سینمای ایران، با جسارت همیشگی خود مرزهای روایت و بیان را در سینما جابهجا کرده است. او با آثاری که گاه از چارچوبهای رایج فراتر رفتهاند، مخاطب را به تفکر و تعمق دعوت کرده است. اگرچه برخی از تلاشهای رادیکال او به نتیجه دلخواه نرسیده، اما فیلمهایی چون «قرمز» شاهدی بر توانایی او در خلق آثاری تأثیرگذار و ماندگار هستند. جیرانی در «قرمز» با روایتی پرتنش و شخصیتهایی پیچیده، تصویری از جامعهای در آستانه تحولات بزرگ را به نمایش میگذارد و مخاطب را به دل رویدادهای پرشور و هیجانی میکشاند.
این فیلم، به عنوان یکی از مهمترین آثار جیرانی، به خوبی نشان میدهد که چگونه میتوان با استفاده از زبان سینما، به عمق روح و روان آدمی نفوذ کرد و تجربهای فراموشنشدنی را برای مخاطب رقم زد. در عصری که سینما و جامعهی ایران در هم تنیده شده بودند، «قرمز» به عنوان یک سند تاریخی از آن دوران اهمیت یافت. این فیلم، با زبان تصویر، روایتگر داستان گروههایی بود که صداهایشان کمتر شنیده میشد. اگرچه از نظر فنی، ممکن است «قرمز» به عنوان یک فیلم سینمایی، کامل نباشد، اما توانایی آن در انتقال حس و حال آن دوران، آن را به اثری ارزشمند تبدیل کرده است. «قرمز» بیش از آنکه یک فیلم باشد، یک یادآور است؛ یادآور روزهایی که جامعه جوشان بود و سینما، صادقانهترین بازتاب آن.
دیدگاه
۱ دیدگاه
عجب نوستالژی بود. ایولا
نظر بدهید