نقد فیلم بروتالیست (The Brutalist)؛ خلاصه داستان و تریلر
بروتالیست از زمان نمایشش در هشتاد و یکمین جشنواره فیلم ونیز، به یکی از فیلمهای جذاب و بحثبرانگیز سال ۲۰۲۴ تبدیل شد. بسیاری از منتقدان آن را بهترین فیلم سال دانستند، در حالی که برخی دیگر آن را در کنار چند فیلم برتر دیگر قرار دادند. این توجه گسترده باعث شد هر خبری درباره فیلم به موضوعی داغ تبدیل شود و انتظارات از آن به شدت افزایش یابد. فضای پر تب و تاب پیرامون فیلم، این تصور را ایجاد کرد که با یک شاهکار ماندگار روبرو هستیم که باید از همان ابتدا جایگاهی ویژه در تاریخ سینما به آن اختصاص داد. با این حال، «بروتالیست» با وجود نقاط قوت فراوان، به آن سطح از شاهکار بودن دست نیافته است. در این تحلیل از نشریه ایماژ، به نقد فیلم بروتالیست در بستر همین فضای پرانتظار و جنجالی میپردازیم.
جدول مشخصات و شناسنامه فیلم بروتالیست
کارگردان | بردی کوربت (Brady Corbet) |
بازیگران | آدرین برودی، فلیسیتی جونز، گای پیرس و جو آلوین |
محصول | ۲۰۲۴، آمریکا |
ژانر | درام تاریخی حماسی |
امتیاز سایت IMDb به فیلم | ۷.۸ از ۱۰ |
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز | ۹۴٪ |
خلاصه داستان فیلم بروتالیست
فیلم بروتالیست داستان زندگی لاسلو توت، معمار مجارستانی یهودی را روایت میکند که در دوران جنگ جهانی دوم از خانوادهاش جدا شده و پس از جان سالم به در بردن از هولوکاست، به آمریکا مهاجرت میکند. او در فیلادلفیا به پسرعمویش آتیلا و همسر آمریکاییاش آدری پناه میبرد و با کمک آنها، فرصتی برای طراحی و نوسازی اتاق مطالعه یک کارخانهدار ثروتمند به نام هریسن لی ون بورن پیدا میکند. اما این پروژه به جای موفقیت، با خشم و طرد شدن لاسلو همراه میشود.
لاسلو پس از این تجربه تلخ، بیخانمان شده و در یک کلیسا زندگی میکند. او با مردی به نام گوردن دوست میشود و درگیر مشکلات شخصی و اعتیاد میشود. در همین حال، هریسن پس از سالها لاسلو را پیدا میکند و به او خبر میدهد که طراحیاش مورد تحسین جامعه معماری قرار گرفته است. این خبر، بارقهای از امید را در زندگی پر فراز و نشیب لاسلو روشن میکند.
مطالعه بیشتر: بهترین مینی سریال های نتفلیکس
نقد فیلم بروتالیست (The Brutalist)؛ شعارزدگی یا تفهیم موضوع
سال ۲۰۲۴ میلادی از نظر هنری سال چندان درخشانی برای سینما نبود، بهطوری که با نگاهی به فهرست نامزدهای اسکار ۲۰۲۵ میتوان این ضعف را به وضوح مشاهده کرد. در چنین شرایطی، سینما به شدت نیازمند اثری بود که بتواند مخاطبان خسته از فیلمهای معمولی را دوباره به سالنهای سینما بکشاند و امیدی تازه در دل آنها ایجاد کند. فیلمهایی که در ابتدا نظر مثبت منتقدان را جلب میکردند، اغلب پس از اکران گسترده به سرعت فراموش میشدند و تماشاگران را ناامید میکردند. اما در این میان، فیلمی ظهور کرد که توانست اجماعی مثبت حول خود ایجاد کند و به عنوان اثری فراتر از زمان و مکان معرفی شود. این اتفاق باعث شد تا انتظارات از این فیلم به شدت افزایش یابد و بسیاری آن را شاهکاری بیزمان بدانند.
برخی معتقدند که کارگردان فیلم «بروتالیست» با الهام از داستان فیلم تحسینشدهی پیانیست ساخته رومن پولانسکی، سرنوشت هنرمندی را دنبال کردهاند که این بار به جای پیانیست، یک معمار است. گفته میشود این فیلم با ترکیب عناصری از آثار کلاسیکی مانند «روزی روزگاری در آمریکا» اثر سرجیو لئونه و «خون به پا خواهد شد» ساخته پل توماس اندرسون، روایتی حماسی و تاریخمحور از آمریکا را از نگاه یک مهاجر جنگزده ارائه میدهد.
همچنین، فیلمساز تلاش کرده تا با ادای احترام به بزرگان سینمای اروپا مانند لوئیس بونوئل و اینگمار برگمان، اثری چندلایه خلق کند. با این حال، مشکل اصلی فیلم این است که ایدههای جذاب روی کاغذ، در عمل به همزیستی منسجمی تبدیل نمیشوند. کارگردان فیلم بروتالیست مانند شخصیت اصلی فیلم که میکوشد چهار ساختمان را در یک بنا ادغام کند، سعی دارد چهار عنصر اصلی را در قالب یک فیلم ترکیب کند: داستانگویی سینمایی، معماری به عنوان شغل شخصیت و عنصری بصری، تاریخ شامل جنگ و ایدئولوژیهای متضاد، و مذهب که به شکلی عمیق در ساختار فیلم تنیده شده است. اما این ترکیب به جای ایجاد هماهنگی، گاه باعث سردرگمی میشود.
مطالعه بیشتر: لیست بهترین فیلم های کمدی حال خوب کن
در نقد فیلم بروتالیست میتوان گفت که تلاش میکند چهار عنصر اصلی داستانگویی، معماری، تاریخ و مذهب را در یک ساختار سینمایی ادغام کند، اما این ادغام به ندرت به شکل هماهنگ و موفقی اتفاق میافتد. کارگردان با وجود تلاشهایش، نتوانسته ترجمان تصویری مناسبی برای این المانها بیابد و در نتیجه، اثر دچار زیادهگویی و پرحرفی میشود. این مسئله نه تنها در سکانسهای طولانی و دیالوگهای بیربط نمود پیدا میکند، بلکه در حرافیهای کارگردان و تلاش او برای توضیح همه چیز نیز مشهود است. شخصیتها مدام در حال توجیه رفتار خود هستند و ایدههای پرورش نیافته مانند سنگی عظیم روی داستان سنگینی میکنند، بدون آنکه به تجربهای سینمایی تبدیل شوند.
مشکل اصلی این است که بین این ایدهها، که روی کاغذ جذاب به نظر میرسند، هیچگاه همزیستی منسجمی شکل نمیگیرد. کارگردان، مانند شخصیت اصلی فیلم که میخواهد چهار ساختمان را در یک بنا ادغام کند، سعی دارد این چهار عنصر را در قالب یک فیلم ارائه دهد. اما داستانگویی سینمایی، معماری، تاریخ (شامل جنگ و ایدئولوژیها) و مذهب، هرچند به ظاهر مرتبط هستند، در عمل به شکلی ناهمگون و پراکنده در فیلم حضور دارند و هیچگاه به وحدت لازم نمیرسند.
فیلم «بروتالیست» تلاش میکند چهار عنصر اصلی داستانگویی، معماری، تاریخ و مذهب را در یک ساختار سینمایی ادغام کند، اما این ادغام به ندرت به شکل هماهنگ و موفقی اتفاق میافتد. کارگردان با وجود تلاشهایش، نتوانسته ترجمان تصویری مناسبی برای این المانها بیابد و در نتیجه، اثر دچار زیادهگویی و پرحرفی میشود. این مسئله نه تنها در سکانسهای طولانی و دیالوگهای بیربط نمود پیدا میکند، بلکه در حرافیهای کارگردان و تلاش او برای توضیح همه چیز نیز مشهود است. شخصیتها مدام در حال توجیه رفتار خود هستند و ایدههای پرورش نیافته مانند سنگی عظیم روی داستان سنگینی میکنند، بدون آنکه به تجربهای سینمایی تبدیل شوند.
مشکل اصلی این است که بین این ایدهها، که روی کاغذ جذاب به نظر میرسند، هیچگاه همزیستی منسجمی شکل نمیگیرد. کارگردان، مانند شخصیت اصلی فیلم که میخواهد چهار ساختمان را در یک بنا ادغام کند، سعی دارد این چهار عنصر را در قالب یک فیلم ارائه دهد. اما داستانگویی سینمایی، معماری، تاریخ (شامل جنگ و ایدئولوژیها) و مذهب، هرچند به ظاهر مرتبط هستند، در عمل به شکلی ناهمگون و پراکنده در فیلم حضور دارند و هیچگاه به وحدت لازم نمیرسند.
مطالعه بیشتر: لیست بهترین مینی سریال های عاشقانه
بررسی فیلم بروتالیست (The Brutalist)؛ نبوغ کارگردانی
در میان سکانسهای برجسته فیلم، دو مورد به وضوح نشانههای نبوغ کارگردان را به نمایش میگذارند. یکی از این سکانسها، صحنه خروج قطار باربری از مسیر است. در این سکانس، با استفاده از تدوین موازی، مراسم مذهبی یهودیان که قهرمان داستان نیز در آن حضور دارد، به تصویر کشیده میشود. این تدوین موازی، گاهی این حس را به مخاطب القا میکند که قطار مذکور، همان قطارهای مشهوری است که یهودیان را به اردوگاههای مرگ منتقل میکرد و قهرمان داستان در حال مرور خاطرات آن دوران است. از سوی دیگر، با توجه به اینکه قطار حامل مصالح ساختمانی برای یک بنای در حال احداث است، به طور مستقیم با معماری نیز مرتبط میشود.
در این سکانس، تاریخ (اشاره به قطارهای مرگ)، مذهب (نمایش نیایش)، قصهگویی (روایت کلی سکانس) و معماری (مصالح ساختمانی) به شکلی هنرمندانه با یکدیگر ادغام میشوند. فیلمساز با بهرهگیری از ابزار سینما، یعنی تصویر و تدوین، موفق میشود این چهار عنصر را به گونهای همسو و منطبق بر هم ارائه دهد و اثری ماندگار خلق کند.
سکانس افتتاحیهی فیلم، با نمایی خفقانآور از یک زن در اتاقی تنگ و تاریک آغاز میشود و سپس به فضای نمور و تاریک یک کشتی منتقل میشود. در پایان، تصویر وارونهی مجسمه آزادی، گویی در حال سقوط و معلق بین زمین و آسمان، به نمایش درمیآید. در تمام این مدت، صدای زنی که داستان خود را روایت میکند، بر تصویر شنیده میشود. این سکانس نفسگیر، با تلفیق چهار ایدهی اصلی فیلم، نه تنها به بهترین سکانس فیلم تبدیل میشود، بلکه چکیدهای از تمام محتوای فیلم را در خود جای داده است: رویای آمریکایی چیزی جز کابوس نیست و آمریکا را نباید «سرزمین فرصتها» پنداشت.
مطالعه بیشتر: شما میتوانید نقد فیلم مجمع کاردینال ها را در نشریه ایماژ بخوانید. ( نامزد اسکار ۲۰۲۵)
با وجود این، «بروتالیست» فیلمی از دست رفته نیست. بازیهای خوب و قابل قبول بازیگران، به ویژه فلیسیتی جونز در نقش همسر قهرمان داستان، نیمهی دوم فیلم را نجات میدهد. آدرین برودی نیز بازی قابل قبولی ارائه میدهد. نیمهی ابتدایی فیلم با روایتی روان، چهار ایدهی اصلی داستان را مطرح میکند، اما طولانی بودن آن، به ویژه صرف بیش از یک ساعت و نیم برای معرفی ایدهها، بزرگترین مشکل این بخش است. این امر، نیمهی دوم فیلم را به اثری زیادهگو تبدیل میکند.
فیلم لحظات درخشان و نمادینی دارد، مانند سکانس حضور در ایتالیا و انتخاب سنگ مرمر که به زیبایی اجرا شده است. در این صحنه، فیلمساز تلاش میکند سه شخصیت را به نمادهایی از مردان تاریخی تبدیل کند: مرد باستانی (ایتالیایی)، هنرمند آرمانگرای رنسانسی (معمار)، و مرد ثروتمندی که هزینههای هنر را میپردازد. این ایدهها به ظاهر جذاب هستند، اما هرگز از حد لفاظی فراتر نمیروند و به تجربهای سینمایی عمیق تبدیل نمیشوند.
مشکل اصلی فیلم این است که ایدههایش، هرچند روی کاغذ درخشان، در عمل به همزیستی منسجمی نمیرسند. کارگردان تلاش میکند چهار محور اصلی—داستانگویی سینمایی، معماری، تاریخ (شامل جنگ و ایدئولوژیها)، و مذهب—را در یک اثر ادغام کند، اما این ترکیب به جای ایجاد هماهنگی، اغلب گیجکننده و ناکام به نظر میرسد.
مطالعه بیشتر: نقد فیلم پسران نیکل یکی از نامزدهای اسکار ۲۰۲۵
تحلیل فیلم بروتالیست (The Brutalist)؛ ایدهای کلیشهای اما برگشت ناپذیر
فیلم «بروتالیست» پر از ایدههای متنوع و پیچیده است که برخی از آنها حول چهار محور اصلی فیلم میچرخند، مانند باورهای شخصیتها و رابطهی میان یک مرد ثروتمند بهرهبرنده از جنگ و یک یهودی قربانی جنگ. این ایدهها در سکانسهای مختلفی مانند صحنهی تجاوز که یادآور فیلم «برگشتناپذیر» گاسپار نوئه است، به اوج میرسند، اما اجرای آنها گاهی اوقات بیش از حد آشکار و شعاری به نظر میرسد، بهویژه در سکانس پایانی که پیام فیلم را با شدت زیادی به مخاطب تحمیل میکند. این مسئله باعث میشود که سکانس اختتامیه به جای اینکه نقطهی قوت فیلم باشد، به ضعف آن تبدیل شود. فیلمساز تلاش میکند تا چهار عنصر اصلی داستانگویی، معماری، تاریخ و مذهب را در یک اثر ادغام کند، اما این ایدهها به جای همزیستی هماهنگ، بیشتر شبیه به لفاظیهایی هستند که از حد مفهومپردازی فراتر نمیروند. هر ایده قبل از اینکه به طور کامل در درام جای بگیرد، با ایدهی بعدی جایگزین میشود و این باعث میشود که فیلم نتواند جهان هنری منسجمی خلق کند. در نتیجه، «بروتالیست» به جای تبدیل شدن به یک تجربهی سینمایی عمیق، بیشتر به عنوان مجموعهای از ایدههای پراکنده و ناکامل باقی میماند.
نظر منتقدان درباره فیلم بروتالیست
فیلم بروتالیست با تحسین گسترده منتقدان روبرو شده و امتیازات کامل را از نشریات معتبری چون تلگراف، تایمز، گاردین و رولینگ استون دریافت کرده است. رابی کالین از تلگراف، این فیلم را از منظر سینمای تاریخی و حماسی آمریکا، همسطح آثار مهمی چون روزی روزگاری در آمریکا و خون به پا خواهد شد دانسته و علاوه بر عظمت تماتیک، از رنگ و لعاب درامهای کمدی کلاسیک هالیوود نیز در آن تمجید کرده است. کوین ماهر از تایمز، بازیهای بینظیر گای پیئرس و آدرین برودی را ستوده و فیلمبرداری ۷۰ میلیمتری آن را عاملی برای جذابیت بصری و حس نوستالژیک آن معرفی کرده است.
پیتر بردشا از گاردین، “بروتالیست” را فیلمی با صراحت هیجانانگیز و داستانگویی تمامعیار دانسته که تصاویر پرده عریض و زمان سهونیم ساعتهاش را به بهترین شکل پر کرده و در عین حال، کیفیتی مرموز و غیرطبیعی نیز دارد. دیوید فیئر از رولینگ استون نیز با تاکید بر اینکه دیگر چنین فیلمهایی ساخته نمیشوند، از روایت پرشاخوبرگ و سطح بالای داستانگویی آن تمجید کرده است.
دیلی بیست – بری لویت | ۱۰۰ از ۱۰۰: بری لویت در نقد خود به فیلم «بروتالیست» اثر بردی کوربت، که اخیراً در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد، امتیاز کامل داد و آن را یک شاهکار توصیف کرد. این فیلم ۲۱۵ دقیقهای، داستان لازلو توث (با بازی آدرین برودی)، یک معمار یهودی مهاجر را روایت میکند که پس از جنگ جهانی دوم به دنبال تحقق رویای آمریکایی از مجارستان به آمریکا میآید. لازلو در فقر زندگی میکند تا اینکه توسط هریسون وان بورن (گای پیرس) کشف میشود و فرصتی برای طراحی یک ساختمان بزرگ در پنسیلوانیا به دست میآورد. این پروژه نه تنها زندگی او، بلکه خانوادهاش را نیز برای همیشه تغییر میدهد. «بروتالیست» با ترکیبی از احساسات عمیق، داستانپردازی حماسی و شخصیتپردازی قوی، تماشاگر را درگیر میکند. این فیلم با وجود طولانی بودن، بهسرعت پیش میرود و حال و هوای حماسههای کلاسیک سینما را تداعی میکند. کوربت در این اثر، جستجوی رویای آمریکایی و چالشهای خانوادهها برای رسیدن به زندگی بهتر را بهصورتی تأملبرانگیز به تصویر میکشد. فیلم با وجود پرداختن به یک دوره تاریخی خاص، همچنان معاصر و مرتبط به نظر میرسد و شانس بالایی برای کسب جوایز مهمی مانند شیر طلایی و اسکار دارد.
ورایتی – اوون گلیبرمن| ۸۰ از ۱۰۰: اوون گلیبرمن، منتقد ورایتی، فیلم «بروتالیست» ساخته بردی کوربت را تحسین کرده و آن را برتر از «مگالوپلیس» فرانسیس فورد کوپولا میداند. او «بروتالیست» را اثری بلندپروازانه و تمثیلی درباره معماری میداند که داستانی جذاب از لازلو توث، معمار یهودی مجارستانی، روایت میکند. گلیبرمن معتقد است که کوربت با این فیلم، که اثری کلاسیک و پر از احساس است، در مسیر جدیدی گام برداشته است. بازی آدرین برودی در نقش لازلو توث، مورد توجه گلیبرمن قرار گرفته است. او نقشآفرینی برودی را، که یک بازمانده هولوکاست را به تصویر میکشد، تحسین میکند. گلیبرمن به رابطه پیچیده و چندوجهی بین لازلو و هریسون لی وان بورن، سرمایهدار محلی، اشاره میکند و آن را یکی از نقاط قوت فیلم میداند.
والچر – آلیسون ویلمور | ۷۰ از ۱۰۰: فیلم «بروتالیست» به کارگردانی بردی کوربت، یک اثر حماسی و جاهطلبانه است که داستان یک معمار مهاجر مجارستانی به نام لازلو توث را در دوران پس از جنگ جهانی دوم روایت میکند. آلیسون ویلمور، منتقد سینما، ضمن تحسین این فیلم، از پایانبندی آن انتقاد کرده و معتقد است که با وجود جسارت و بلندپروازیهای کوربت، پایان فیلم نتوانسته انتظارات را برآورده کند. آدرین برودی در نقش لازلو توث، یکی از بهترین بازیهای دوران حرفهای خود را به نمایش گذاشته است. او به خوبی توانسته رنج و اندوه یک مرد مهاجر را که در جستجوی هویت و معنای زندگی است، به تصویر بکشد. لازلو پس از ورود به آمریکا، با چالشهای متعددی روبرو میشود و تلاش میکند تا با گذشتهی خود کنار بیاید. او در نهایت، با کمک یک حامی ثروتمند، فرصتی برای بازگشت به حرفه معماری پیدا میکند و پروژهای جاهطلبانه را آغاز میکند که نمادی از رؤیاها و آرزوهای اوست.
امتیازهای سایت های سینمایی به تماشاگران و منتقدان به فیلم The Brutalist
نام سایت | امتیازدهندهها | امتیاز میانگین | تعداد آراء |
IMDb | کاربران | ۸.۱ از ۱۰ | ۱۴۰۰ کاربر |
متاکریتیک | منتقدان برتر | ۸۸ از ۱۰۰ | طبق ۲۳ نقد |
راتن تومیتوز | عموم منتقدان | ۸.۹ از ۱۰ | طبق ۷۸ نقد |
تریلر فیلم بروتالیست
عوامل و بازیگران فیلم بروتالیست
فیلم بروتالیست به کارگردانی بردی کوربت و با فیلمنامهای از او و مونا فستوولد، در جشنواره ونیز ۲۰۲۴ اولین نمایش جهانی خود را تجربه کرد و موفق به کسب جایزه شیر نقرهای بهترین کارگردانی شد. این فیلم با فیلمبرداری لول کراولی، تدوین داوید یانچکو و موسیقی دنیل بلومبرگ، با بازی ستارگانی چون آدرین برودی، فلیسیتی جونز، گای پیئرس و جو آلوین، داستانی جذاب را روایت میکند. فیلمبرداری این پروژه در مدت ۳۴ روز در شهرهای بوداپست و کارارا انجام شد و بهطور کامل با قالب پرده عریض ویستاویژن فیلمبرداری شده است. این قالب که آخرین بار در فیلم سربازان یکچشم (۱۹۶۱) استفاده شده بود، برای اولین بار پس از ۶۳ سال در یک فیلم آمریکایی به کار گرفته شد. کوربت درباره این انتخاب گفت: «این روش بهترین راه برای بازسازی فضای دهه ۱۹۵۰ بود؛ استفاده از فیلم خامی که مهندسی همان دوره را بازتاب میدهد.»
نمره نشریه ایماژ به فیلم The Brutalist
منبع: screendaily
دیدگاه
۲ دیدگاه
حق آدرین بود اسکار ببره تو این فیلم
بازی آدرین برودی همیشه خوب و جذابه و برام واقعا عججیبه ککه این مرد چطوری میتونه هم نقش منفی خوب بازی کنه و هم نقش مثبت های خوبی توی کارنامش داشته باشه بدون اغراق در خوبی و بدی
نظر بدهید