۶ شاهکار از بهترین رمان های روسی که باید خواند!
ادبیات روسیه، گنجینهای بینظیر در میراث ادبیات جهان است. ادبیات روسیه، همسان با ادبیات فارسی، یکی از ستونهای پرافتخار ادبیات جهان به شمار میرود و مطالعه آثار فاخر نویسندگان و شاعران این سرزمین، ضرورتی انکارناپذیر برای هر اهل کتابی است. نقش بیبدیل اهالی قلم روسیه در خلق و گسترش ژانرهای ادبی، بهویژه رئالیسم، بر کسی پوشیده نیست.
آثار این نویسندگان و شاعران، همواره آیینهای تمامعیار از اوضاع اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زمانه خود بوده و به مثابه فریاد رسای مردمی است که در گذر تاریخ، طعم تلخ ستم و جور را چشیدهاند. در این میان، نامهایی همچون تولستوی، داستایوفسکی، ناباکوف، گورکی و چخوف، همچون نگینهایی درخشان بر تارک ادبیات جهان میدرخشند و هر یک، سهمی بسزا در غنا و پویایی این گنجینه بینظیر ایفا کردهاند. در ادامه ۶ شاهکار از بهترین رمان های روسی جهان به شما ارائه میشود.
ریشهها در اعماق تاریخ و شاخهها در بلندای افق
ادبیات روسیه، ریشه در اعماق تاریخ دارد و سرودهها و حماسههای کهن به زبان روسی باستان، نخستین نغمههای این سرود پرمغز را تشکیل میدهند. با طلوع عصر روشنگری، ستارگان ادبیات روسیه درخشیدن آغاز کردند و در اوایل قرن نوزدهم، شاهد شکوفایی بینظیری در شعر، نثر و نمایشنامه بودیم. انقلاب ۱۹۱۷، مسیری تازه را فراروی ادبیات روسیه گشود و شاهد ظهور دو مکتب ادبی مجزا در میان مهاجران و شوروی سابق بودیم.
با وجود سانسور ایدئولوژیک در دوران حکومت شوروی، صنعت چاپ کتاب رونقی چشمگیر یافت و آثار ادبی روسیه، همچنان به سفری پرفراز و نشیب در گذر زمان ادامه داد. امروزه، گنجینه ادبیات روسیه، گنجینهای بینظیر از ایدههای نو، خلاقیت و ظرافتهای ادبی است که خوانندگان سراسر جهان را مجذوب خود میکند. در ادامه، به معرفی برخی از بهترین رمانهای روسیجهان خواهیم پرداخت تا سفری در اعماق این گنجینه پربار آغاز کنیم.
شما میتوانید علاوه بر بهترین رمان های روسی، بهترین رمان های جهان را نیز در وبسایت نشریه ایماژ بخوانید.
۱. جنایت و مکافات: شاهکاری جاودان از داستایفسکی
رمان “جنایت و مکافات” اثر مشهور فیودور داستایفسکی، نه تنها در میان بهترین رمانهای روسی، بلکه در زمرهی مهمترین آثار تاریخ ادبیات جهان جای میگیرد. داستایفسکی این رمان را در سال ۱۸۶۶، در یکی از سختترین دوران زندگی خود، پس از مرگ همسر و برادرش، به رشته تحریر درآورد. “جنایت و مکافات” داستان دانشجویی به نام راسکولنیکف را روایت میکند که مرتکب قتل میشود و پس از آن، درگیر عذاب وجدان و توهمات روانی طاقتفرسایی میشود. داستان حول محور تقابل خیر و شر، فلسفه وجودی، و پیامدهای اعمال انسان میچرخد. داستایفسکی با ظرافت و مهارت بینظیری، به واکاوی اعماق تاریک روح انسان و تناقضات درونی او میپردازد.
“جنایت و مکافات” به عنوان یکی از برجستهترین آثار ادبیات روانشناختی، شهرت جهانی دارد و بارها به زبانهای مختلف ترجمه شده و مورد اقتباسهای سینمایی و تئاتری قرار گرفته است. فیودور میخائیلوویچ داستایفسکی (۱۸۲۱-۱۸۸۱) نویسندهی شهیر روسی، خالق آثاری جاودان مانند “برادران کارامازوف”، “ابله” و “شیاطین” است. او به واسطه کاوشهای عمیق روانشناختی در آثارش، به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان رئالیست و اگزیستانسیالیست جهان شناخته میشود.
داستایفسکی (Dostoyevsky) در دوران جوانی به فعالیتهای انقلابی مشغول بود و به همین دلیل به تبعید در سیبری فرستاده شد. تجربیات تلخ او در تبعید، نقش بسزایی در شکلگیری دیدگاه فلسفی و مضامین آثارش داشت. “جنایت و مکافات” بدون شک یکی از شاهکارهای ادبی داستایفسکی و گنجینهای ارزشمند در گنجینه ادبیات جهان به شمار میآید.
بخشی از متن رمان جنایات و مکافات:
من بیشتر دوست داشتم دراز بکشم و فکر کنم. همهاش فکر میکردم. همهاش خوابهایی میدیدم عجیب و غریب. نمیارزد بگویم چه خوابهایی! من آن همه وقت همهاش از خودم میپرسیدم چرا آنقدر احمقم. اگر دیگران نفهم هستند و من یقین میدانم که نفهمند، پس چرا خودم نمیخواهم عاقلتر شوم. بعد دانستم که اگر منتظر شوم تا همه عاقل شوند، خیلی وقت لازم است. بعد دانستم که چنین چیزی هرگز نخواهد شد. مردم تغییر نخواهند کرد و کسی آنها را تغییر نخواهد داد و نمیارزد انسان سعیِ بیهوده کند! بله همینطور است. این قانون آنهاست. من اکنون میدانم کسی که عقلا و روحا محکم و قوی باشد، آن کس برآنها مسلط خواهد بود.
۲. جنگ و صلح: حماسهای تاریخی از تولستوی
“جنگ و صلح” شاهکار بیبدیل لئو تولستوی، به عنوان یکی از برجستهترین رمانهای روسی و جهان، تصویری حماسی از اوضاع اجتماعی و سیاسی روسیه در سالهای ۱۸۰۵ تا ۱۸۲۰ را به خواننده ارائه میدهد. این رمان حجیم که در سال ۱۸۶۹ منتشر شد، با بیش از ۵۸۰ شخصیت بهخوبی پرداختهشده، به عنوان منبعی بینظیر برای مطالعه تاریخ و جامعه روسیه در قرن نوزدهم به شمار میرود. داستان حول محور یورش ناپلئون به روسیه در سال ۱۸۱۲ میچرخد و سرنوشت سه شخصیت اصلی را دنبال میکند.
پییِر بزوخوف، فرزند نامشروع یک کنت که در جستجوی آرامش روحی و معنوی است و برای به دست آوردن ارثیه پدری تلاش میکند. شاهزاده آندرِی بالکونسکی، که خانوادهاش را برای پیوستن به جنگ علیه ناپلئون ترک میکند و ناتاشا روستوف، دختر زیبا و جوانی که دل دو شخصیت قبلی را میبرد. تولستوی در این اثر فاخر، با ظرافت و مهارت بینظیر، به واکاوی زندگی انسانها در بحبوحه جنگ و صلح، عشق و فقدان، و جستجوی معنا در دنیایی آشفته میپردازد.
لئو تولستوی (۱۸۲۸-۱۹۱۰) نویسنده، فیلسوف و فعال سیاسی برجستهی روسی، خالق آثاری جاودان مانند “آنا کارنینا” و “مرگ ایوان ایلیچ” است. او در خانوادهای اشرافی متولد شد و پس از مرگ پدر و مادرش، در سنین کودکی، سرپرستی خواهر و برادرانش را بر عهده گرفت. تولستوی در جوانی به تحصیل در رشتههای حقوق و زبانهای شرقی پرداخت و پس از آن، به نویسندگی و فعالیتهای اجتماعی روی آورد.
آثار تولستوی به دلیل واقعگرایی، عمق فلسفی و شخصیتپردازیهای بینظیر، در زمرهی مهمترین آثار ادبی جهان به شمار میروند. “جنگ و صلح” بدون شک یکی از شاهکارهای ادبیات جهان و گنجینهای ارزشمند در گنجینه آثار تولستوی است.
بهترین رمان های عاشقانه جهان را در نشریه ایماژ مطالعه کنید.
بخشی از متن رمان جنگ و صلح:
در محافل اشرافی پترزبورگ همهجا بحث از حملهی ناپلئون به کشورهای اروپایی، پیوستن روسیه به ارتش اتریش در دفاع از اروپا در مقابل کشورگشاییهای ناپلئون و نیز جوان درشت هیکلی به نام پییر فرزند نامشروع و عزیزدردانه کنت بزوخف (یکی از مردان مشهور دربار که اینک در بستر مرگ است) میباشد، چون کنت این جوان را وارث ثروتش کرده است. پییر جوان ده سالی در فرانسه درسخوانده و تازه به روسیه آمده و پایش به محافل اشرافی بازشده است.
وی سه ماهی میشود که بنا به دستور پدرش از مسکو به پترزبورگ آمده تا شغلی برای خود پیدا کند اما هنوز شغلی برای خود انتخاب نکرده است. با اینحال همه میدانند که طبق وصیت کنت بزوخف او وارث احتمالی تمام دارایی این کنت بسیار ثروتمند است. به همین جهت همهی کسانی که آرزو دارند او دامادشان شود در اطراف او میچرخند و او را دائم به محافل اشرافی دعوت میکنند.
رودین، اولین رمان ایوان تورگنیف، نویسندهی مشهور روس، اثری ماندگار در ادبیات کلاسیک روسیه محسوب میشود. این رمان که در سال ۱۸۵۶ منتشر شد، داستان زندگی رودین، روشنفکری تحصیلکرده را روایت میکند که در شهری کوچک اقامت گزیده و در خانهی داریا زندگی میکند. رودین که با فلسفهی غرب آشنا شده، ایدههای نو و بزرگی در سر دارد که در ابتدا مورد استقبال مردم و اربابهای شهر قرار میگیرد. اما با گذشت زمان، او دلبستهی ناتاشا، دختر داریا میشود و این عشق، اولین چالش بزرگ زندگی او را رقم میزند.
ایوان تورگنیف (۱۸۱۸-۱۸۸۳) رماننویس، شاعر و نمایشنامهنویس برجستهی روس بود که نقش مهمی در معرفی ادبیات روسیه به اروپا ایفا کرد. آثار او تصویری واقعگرایانه و پر عطوفت از زندگی دهقانان و روشنفکران روس ارائه میدهد و با نقد نظام فئودالی و ستم بر طبقات محروم، به رسالت اجتماعی خود عمل میکند. تورگنیف در رمانهایی مانند یادداشتهای یک شکارچی و مین بکر، با لحنی طنزآمیز و گزنده، به انتقاد از نظام غلامی دهقانان در دوران تزاری میپردازد. او که از نظر سیاسی، گرایشی لیبرال داشت، سالهای زیادی را در غربت گذراند و شاهد تناقضات موجود در جامعهی روسیه بود.
شما میتوانید بهترین رمان های فرانسوی را نیز در نشریه ایماژ مطالعه کنید.
دیدگاه
نظر بدهید